عيد غدير، أفضل اعياد
3گرش بینى و دست از ترنج بشناسى ** روا بود كه ملامت كنى زلیخا را
یوسف كه خارج شد زلیخا زنان مصرى را گفت: این چه وضعى است؟ این چه كیفیتى است؟! چرا لباسهاى سپید خود را خونین كردهاید؟ چرا دستهایتان را بریدهاید؟
زنان نگاهى به دستها و به دامنهاى خود نمودند، و یكباره گفتند: ﴿حَٰشَ لِلَّهِ مَا هَٰذَا بَشَرًا إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا مَلَكٞ كَرِيمٞ﴾1 سبحان اللَه این جوان نیست مگر فرشتهاى بلندپایه! زلیخا گفت: ﴿فَذَٰلِكُنَّ ٱلَّذِي لُمۡتُنَّنِي فِيهِ﴾2 این همان جوان زر خرید و بنده ماست، كه شما مرا درباره او به ملامت و سرزنش كشیده بودید! پیامبر هم على را به روى دست بلند كرد، تا همه مردم ببینند، و بدانند كه آن جوانى كه از او بدگوئى مىكردند، و بغض و كنیه و أحقاد بدریه و حنینیه و شرف و منزلت عظیم او، از جهت شجاعت و علم و عرفان و ایثار، و حالات روحى، و جذبات سبحانى و غیرها به آنها إجازه نمىداد، در مقابل او خاضع باشند و ابّهت و جلالت او را گردن نهند، و حسدهاى دیرین، مانع مىشد كه بند طوع او را بر گردن نهند، اینك بر روى دستهاى پیامبر خاتم الأنبیآء و المرسلین سید ولد آدم، شفیع پیغمبران سلف و شاهد آنها در پیشگاه موقف الهى، ارائه مىشود، كه اسلام و ایمان در او منطوى است، و عملى مقبول نیست مگر به پیروى از او، و از منهاج او و سنّت او. اوست قسیم بهشت و دوزخ. اوست میزان عدل و نصفت. اوست مخزن أسرار و گنجینه معرفت. اوست از هر مؤمنى به او أولاتر و نزدیكتر. اوست حامل قرآن. اوست فرقان بین حقّ و باطل. اوست مأمور به جنگ بر تأویل كتاب خدا، همچنانكه پیامبر مأمور بود به جنگ بر تنزیل آن. اوست لوادار دفع و قلع و قمع ناكثین و قاسطین و مارقین. اوست شهید در محراب عبادت در بیت خدا همانطور كه میلادش در كعبه و بیت خدا بود.
عید غدیر نمایشگر این تجلّیات، و بروز و إبراز و ظهور و إظهار این واقعیات است.
- قدرى از آيه 31 و 32، از سوره 12: يوسف.
- قدرى از آيه 31 و 32، از سوره 12: يوسف.

