عيد غدير، أفضل اعياد
5و چقدر زیباست كه ایرانیان إمروزه كه در أثر غربزدگى مبتلا به آداب و رسوم ملّى باستانى، و عیدهاى مجوسى و زردشتى شدهاند، و غالبا در أیام نوروز براى خود و خانواده خود لباس نو تهیه مىكنند و جشن و سرور دارند، این بدعت زشت را ترك نموده، و عید غدیر را كه ستون ایمان است به عنوان تعطیل رسمى تا چند روز براى دیدنها و سرورها، و تجدید لباسهاى كهنه به لباسهاى نو قرار دهند، تا یكسره دیو زشت طبیعت جاى خود را به فرشته رحمت دهد، و شیعه كه پیوسته كارهایش از روى تعقّل و حساب بوده است، در این مقطع نیز بىحساب و غافلگیر در دام نیفتد.
عید غدیر، سلسله مكتب تشیع را در هر سال، گذشته را به آینده متّصل مىكند و رشته را دوام مىبخشد، و پیوسته دیو شوم و غول استكبار و خودسرى را منكوب، و مبارزه با آنرا جاودان مىكند.
[دو نکته مهم پیرامون عید غدیر]
در اینجا ذكر دو نكته لازم است:
أوّل آنكه این عید، اختصاص به شیعه ندارد، گر چه در شیعه مزید عنایت و علاقه خاصى به آنست، أمّا از نقطه نظر أصل احترام و عید قرار دادن، سایر أفراد مسلمین غیر از نواصب و خوارج، این روز را محترم مىشمارند، و عید مىگیرند، و روى همین أصل است كه مسعودى گفته است: پیامبر اكرم درباره أمیر المؤمنین على بن أبیطالب (رضى اللَه عنه) در غدیر خم گفت: من كنت مولاه فعلىّ مولاه. و این در روز هجدهم از ماه ذوالحجّه بوده است. و غدیر خمّ نزدیك آبى است كه معروف است به خرار در ناحیه جحفه، و ولد علىّ و شیعته یعظّمون هذا الیوم1. و أولاد على و شیعان او این روز را معظّم مىدارند.
و محمّد بن طلحه شافعى گوید: ترمذىّ در صحیح خود، با إسناد خود از زید بن أرقم روایت كرده است كه: رسول خدا فرمود: من كنت مولاه فعلىّ مولاه و با این لفظ فقط ترمذى آورده و چیزى بر آن نیفزوده است. ولى غیر ترمذى نیز روزى را كه این جمله را رسول خدا گفت، و موضعى را كه در آن بیان كرد آوردهاند، و آن هنگام بازگشت رسول خدا از حجّة الوداع بود، در روز هجدهم از ذوالحجّه، و موضع ما بین مكه و مدینه در محلّى كه به آن خمّ مىگفتند، در غدیرى كه آنجا بود. و به همین مناسبت آن را روز را غدیر خمّ نام نهادند. و خود أمیر المؤمنین در شعرى كه سرودهاند، و ما در گذشته آوردیم، نام غدیر خمّ را بردهاند. و این روز عید شد، و موسم و محلّ اجتماع مردم قرار گرفت، چون وقتى بود كه رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله على را به این منزلت رفیع تخصیص و تشریف داد، و أحدى از مردم را در این منزله و مرتبه با على شریك نگردانید.
- «التَّنبْيه و الإشراف» ص 221 و ص 222.

