عيد غدير، أفضل اعياد
6[عید غدیر، در نزد سائر مسلمین از عامّه]
و ابن خلّكان در ترجمه أحوال المستعلى پسر المستنصر باللَه آورده است كه: بویع فى عید غدیر خمّ و هو الثامن عشر من ذى الحجّة سنة سبع و ثمانین و أربعمائة. «مستعلى در روز عید غدیر خمّ، مردم با او به خلافت بیعت كردند، و آن روز روز هجدهم از شهر ذو الحجّه سنه ٤٨٧ از هجرت بود».
و علّامه أمینى گوید كه: ابن خلّكان نیز در ترجمه المستنصر باللَه عبیدى آورده است كه: او در شب پنجشنبه، دوازده شب مانده به آخر ماه ذو الحجّه سنه ٤٨٧ وفات یافت.
آنگاه ابن خلّكان گوید: این شب همان شب عید غدیر است، یعنى شب هجدهم از ذوالحجّه، و آن غدیر، غدیر خمّ است (با ضمّ خآء و تشدید میم) و من جماعت كثیرى را دیدهام كه مىپرسند: این شب در چه موقع از ذوالحجّه بوده است؟ و این مكان بین مكه و مدینه است، و در آنجا غدیر آبى (بركه و آبگیر) است و گفته مىشود كه در آنجا نیزارى هم بوده است. و چون پیغمبر اكرم صلّى اللَه علیه و آله از مكه شرّفها اللَه تعالى در سال حجّة الوداع باز مىگشتند، و به این مكان رسیدند، بین خود و على بن أبیطالب عقد برادرى بستند و گفتند: علىّ منىّ كهارون منموسى. اللَهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله. و شیعیان به این روز تعلّق و وابستگى بزرگ دارند. و حازمى گوید: غدیر خمّ یك وادى است بین مكه و مدینه در جحفه كه در آنجا غدیرى است، و پیامبر در آنجا خطبه خواندند، و آن وادى معروف است به شدّت وخامت و ترس، و زیادى حرارت. الخ كلام ابن خلّكان.
و ثعالبىّ در «ثمار القلوب» بعد از آنكه شب غدیر را از شبهاى مشهوره و معروفه در نزد امّت شمرده است، گوید: و آن شب شبى است كه فرداى آن رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله بر روى جهاز اشتران خطبه خواندند، و در آن خطبه گفتند: من كنت مولاه فعلىّ مولاه. اللَهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله. و شیعه این شب را بزرگ مىدارد، و به قیام و عبادت تا به صبح مىگذراند. و از مؤیدات این عید، تبریك و تهنیتى است كه شیخین و امّهات المؤمنین (زنهاى رسول خدا) و دیگران از صحابه، به أمر رسول خدا به أمیر المؤمنین علیه السّلام گفتند. و معلوم است كه تهنیت از خواص عید و أیام سرور است.

