عيد غدير، أفضل اعياد
7دوّم: آنكه تاریخ زمان این عید، به زمانى دوردست برمىگردد، كه همین طور متّصلا تواریخ نشان مىدهد، تا مىرسد به زمان و عصر رسول خدا كه ابتدایش همان روز عید غدیر سنه دهم از هجرت بعد از حجّة الوداع است، كه رسول خدا براى برپا كردن این مراسم در بیابان وسیع، و در حضور جماعات معظم از مسلمین، مقرّ و مستقرّ حكومت خود را بعد از خود، از جهت وجهه دنیویه و دینیه معین كرد، و براى حضّار از آنها مستواى شامخ و ممشاى واضح را جیلا بعد جیل و نسلا بعد نسل مشخص نمود، و فرمود: فلیبلّغ الشّاهد الغائب باید حضّار به غائبین برسانند، و این مشهد عظیم را بعد از ورود خود در أوطان بازگو كنند، و علیهذا آن روز موسم عظیم و روز مشهودى بود، كه هر شخص منتحل و متعلّق
به إسلام را در برابر چنین بنیانگزارى متین براى إمامت و خلافت مسلمانان مسرور و فرحمند مىساخت، و بدین موهبت كبرى، مبتهج و خوشحال مىنمود، كه راه شریعت و أنوار احكام آن إدامه مىیافت، بطورى كه آراء فاسده و أهواء كاسده نتوانند آن را منحرف كنند، و نفوس مشتاق و أرواح شائق به وصول معنویات بتوانند با این منهج تا روز بازپسین در مسیر خود حركت كنند، و به كمال نفسانى و تمامیت خود از قوّه و استعداد به فعلیت نائل آیند.
[شاهان باید به عوض تاجگذارى، عید غدیر را عید کنند]
و كدام روزى در خور آن است كه از غدیر، أعظم و أكبر و أشرف باشد؟ با آنكه إكمال دین و إتمام نعمت، و بیان شاهراه طریق، و تمسّك به عروة الوثقاى حقّ، در این روز مقرّر شد. پس عیدى أعظم است كه قرآن كریم به توسّط جبرائیل، حامل أمین وحى إلهى با زبان و إرشاد و خطابه و أمر و انشاء حضرت رسول اللَهى، آن را پایهریزى كرده، و بر این أساس متین، استوار ساخته است.
اگر چه امروزه شاهان به خطا و زلّت، و جفا و غفلت، روز قرار بر أریكه سلطنت و بر عریشه حكومت خود را عید مىگیرند، و محفل و محافلى پر از سرور و حبور، و چراغانى و نقلپاشى، و إلقآء خطبهها و سرودن قصائد و شعرها، و گستردن سفرههاى رنگین طعام، تشكیل مىدهند و در بین أقوام و أجیال این رویه مرسوم است، و لیكن سزاوار و شایسته است كه دیگر دست از این اعتباریات بردارند، و از این مجازها عبور كنند، و همگى مجتمعا و متّفق الكلمه، روز غدیر را كه روز حكومت عدل، و إمارت انصاف، و روز پیشوائى حقّ و ولایت عظماى خداوندى است عید بگیرند، و مردم و امّت را به این راه و روش دعوت كنند. فنعم المنهج القویم.

