
كلمات نورانى أباعبداللَه الحسين عليهالسّلام با اصحاب در شب عاشورا
كلمات نورانى أباعبداللَه الحسين عليهالسّلام با اصحاب در شب عاشورا
3بهترین درودهاى خود را به پیشگاه خداى متعال عرضه مىدارم، و او را در همه حال چه خلوت و چه جلوت مورد ستایش و تقدیس قرار مىدهم. بار پروردگارا تو را ستایش مىکنم بر اینکه ما را به نبوّت گرامى داشتى و علم قرآن را در سینه ما قرار دادى و ما را در دین خود بصیر و فقیه گرداندى و براى ما گوش و چشم و قلب (فهم و بصیرت و اتّصال به ذات خودت) را مقرّر فرمودى، پس ما را از زمره شکرگزاران بر این نعمتها قرار بده.
امّا بعد: من به تحقیق اصحابى باوفاتر و نیکوتر از اصحاب خود سراغ ندارم و نه خویشاوندانى نیکوکارتر و با حمیتتر و پیوستهتر از اهل بیت و خویشاوندان خود نمىبینم، پس خدا خود از جانب من جزاء و پاداش شما را عطاء بفرماید.
آگاه باشید که گمان من بر آنست که ما آخرین روز از عمر خود را با این دشمن سپرى مىنماییم، بدانید که من به شما اجازه خروج و ترک این سرزمین را مىدهم. پس همگى از اینجا بروید و من هیچ تعهّد و التزامى را بر گردن شما نسبت به خود قرار نمىدهم. از سیاهى شب بهره گیرید و همچون شترى راهوار به سمت و سوى اهل و دیار خود رهسپار شوید.»
فَقالَ لَهُ إخوَتُهُ و أبناؤُهُ و بَنُو أخِیهِ و ابنا عَبدِاللَه بنِ جَعفَرٍ: لِمَ نَفعَلُ ذَلِک لِنَبقَى بَعدَک! لا أرانا اللَه ذَلِک أبَدًا أبَدًا! بَدَأهُم بِهَذا القَولِ عَبّاسُ بنُ عَلِىٍّ علیهالسّلام و أتبَعَتهُ الجَماعَة عَلَیهِ فَتَکلَّمُوا بِمِثلِهِ و نَحوِهِ.
«در این هنگام برادران و فرزندان برادر و دو فرزند عبداللَه بن جعفر به پدرم گفتند: آیا مىخواهى که پس از تو زنده بمانیم؟ خدا هیچگاه ما را پس از تو زنده نگذارد، ابتداءً ابوالفضل العباس لب به این سخن گشود و بقیه اصحاب وخویشان از او متابعت نموده، این گونه پاسخ امام علیهالسّلام را دادند.»
