
كلمات نورانى أباعبداللَه الحسين عليهالسّلام با اصحاب در شب عاشورا
كلمات نورانى أباعبداللَه الحسين عليهالسّلام با اصحاب در شب عاشورا
4فَقالَ الحُسَینُ علیهالسّلام: یا بَنِىعَقِیلٍ! حَسبُکمْ مِنَ القَتلِ بِمُسلِمِ بنِ عَقِیلٍ، فَاذهَبُوا أنتُم فَقَد أذِنتُ لَکم. فَقالُوا: سُبحانَ اللَه! ما یقُولُ النّاسُ؟ یقُولُون [نَقولُ] إنّا تَرَکنا شَیخَنا و سَیدَنا و بَنِى عُمُومَتِنا خَیرَ الأعمامِ و لَم نَرمِ مَعَهُم بِسَهمٍ و لَم نَطعَنْ مَعَهُم بِرُمحٍ و لَمْ نَضرِبْ مَعَهُم بِسَیفٍ و لا نَدرِى ما صَنَعُوا. لا و اللَه! ما نَفعَلُ ذَلِک، و لَکن نَفدِیک بِأنفُسِنا و أموالِنا و أهلِینا و نُقاتِلُ مَعَک حَتَّى نَرِدَ مَورِدَک، فَقَبَّحَ اللَه العَیشَ بَعدَک!
«پس امام حسین علیهالسّلام روى به فرزندان عقیل نموده و فرمود: اى فرزندان عقیل! شهادت مسلم بن عقیل براى شما کافى است. بروید و من تعهّد شما را از خود برداشتم، آنها گفتند: سبحان اللَه ما جواب مردم را چه بدهیم؟ مردم بگویند: ما بزرگ خود و آقا و مولاى خود و پسر عموهاى خود که مانند آنها وجود ندارد را رها نمودیم درحالیکه نه تیرى بسوى دشمن پرتاب نمودیم و نه نیزهاى بر آنها وارد نمودیم و نه با شمشیر در مقام دفع آنان برآمدیم و ندانیم چه بر سر آنها آمده است. نه قسم به خدا هیچگاه این کار را نخواهیم کرد، ولیکن جان خود و مال و اهل و عیال خود را فداى تو مىکنیم و دوشادوش تو با آنها به جنگ برمىخیزیم تا خداى متعال ما را به همانجا که تو را مىبرد برساند، سیاه باد روزگارى که بدون تو سپرى نماییم.»
و قامَ إلَیهِ مُسلِمُ بنُ عَوسَجَة فَقالَ: أ نَحنُ نُخَلِّى عَنک؟! و بِما نَعتَذِرُ إلَى اللَه فى أداءِ حَقِّک؟ أما [لا] و اللَه حَتَّى أطعَنَ فى صُدُورِهِم بِرُمحِى و أضرِبَهُمْ بِسَیفى ما ثَبَتَ قائِمُهُ فى یدِى؛ و لَو لَم یکنْ مَعِى سِلاحٌ اقاتِلُهُم بِهِ لَقَذَفتُهُم بِالحِجارَة! و اللَه لا نُخَلِّیک حَتَّى یعلَمَ اللَه أنّا قَد حَفِظنا غَیبَة رَسولِهِ [رَسولِ اللَه] فیک! أما و اللَه لَو عَلِمتُ أنِّى اقْتَلُ ثُمَّ احیى ثُمَّ احرَقُ ثُمَّ احیى ثُمَّ اذرَى، یفعَلُ ذَلِک بِى سَبعِینَ مَرَّة! ما فارَقتُک حَتَّى ألقَى حِمامِى دُونَک؛ و کیفَ لا أفعَلُ ذَلِک و إنَّما هِىَ قَتلَة واحِدَة ثُمَّ هِىَ الکرامَة الَّتِى لا انقِضاءَ لَها أبَدًا!
