اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم احترام و بزرگداشت والدین 3

14٬770

لزوم احترام و بزرگداشت والدین 3

4
  • ته که ناخوانده ای علم سماوات***ته که نابرده ای ره در خرابات
  • ته که سود و زیان خود نذونی***به یارون کی رسی هیهات هیهات
  • علّامه تكانى خورد آنگاه قدرى در فكر فرورفت؛ و رنگش قدرى تغيير كرد؛ و هيچ جوابى به من نداد.

  • من شما را مى‌شناسم؛ در مسجد قائم نماز مى‌خوانيد؛ به آن مسجد آمده‌ام؛ بازهم مى‌آيم. من جاى معينى ندارم. شب‌ها خواب ندارم؛ در طهران پارس، طهران نو، طرشت. و اين طرف و آن طرف مى‌روم، به قهوه‌خانه‌ها مى‌روم؛ و سر مى‌زنم. منزل سابق ما نزديك دروازه شميران بوده است. ولى از وقتى كه مادرم فوت كرده است، كمتر به آن منزل مى‌روم.»

  • گفتم: عنايات از جانب خداوند است. ولى آيا به حسب ظاهر براى اين عناياتى كه به شما شده است؛ سبب خاصّى را در نظر دارى؟!

  • خدمت به مادر به واسطه آب دادن در شب تار و كشف حجاب ملكوت‌

  • گفت: «بلى! من مادر پيرى داشتم، مريض و ناتوان، و چندين سال زمين‌گير بود؛ خودم خدمتش را مى‌نمودم؛ و حوائج او را برمى‌آوردم، و غذا برايش مى‌پختم؛ و آب وضو برايش حاضر مى‌كردم؛ و خلاصه به هرگونه در تحمّل خواسته‌هاى او در حضورش بودم. و او بسيار تند و بدأخلاق بود. بعضا فحش مى‌داد؛ و من تحمّل مى‌كردم، و بر روى او تبسّم مى‌كردم. و به همين جهت عيال اختيار نكردم، با آنكه از سنّ من چهل سال مى‌گذشت. زيرا نگهدارى عيال با اين خلق مادر مقدور نبود. و من مى‌دانستم اگر زوجه‌اى انتخاب كنم، يا زندگانى ما را به هم خواهد زد؛ و يا من مجبور مى‌شدم مادرم را ترك گويم. و ترك مادر در وجدانم و عاطفه‌ام قابل قبول نبود؛ فلهذا به نداشتن زوجه تحمّل كرده، و با آن خود را ساخته و وفق داده بودم.

  • گهگاهى در أثر تحمّل ناگواريهائى كه از وى به من مى‌رسيد؛ ناگهان گوئى برقى بر دلم مى‌زد، و جرقّه‌اى روشن مى‌شد؛ و حال خوش دست مى‌داد، ولى البتّه دوام نداشت و زودگذر بود.

/ 0