اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم احترام و بزرگداشت والدین 3

14٬770

لزوم احترام و بزرگداشت والدین 3

5
  • تا يك شب كه زمستان و هوا سرد بود - و من رختخواب خود را پهلوى او و در اطاق او مى‌گستردم، تا تنها نباشد، و براى حوائج، نياز به صدا زدن نداشته باشد. در آن شب كه من قلقلك را (كوزه را) آب كرده- و هميشه در اطاق پهلوى خودم مى‌گذاردم كه اگر آب بخواهد، فورا به او بدهم- او در ميان شب تاريك آب خواست.

  • فورا برخاستم و آب‌كوزه را در ظرفى ريخته، و به او دادم و گفتم: بگير، مادر جان! او كه خواب‌آلود بود؛ و از فوريّت عمل من خبر نداشت؛ چنين تصوّر كرد كه من آب را دير داده‌ام؛ فحش غريبى به من داد، و كاسه آب را بر سرم زد. فورا كاسه را دوباره آب نموده و گفتم: بگير مادر جان، مرا ببخش، معذرت مى‌خواهم! كه ناگهان نفهميدم چه شد؟

  • إجمالا آنكه به آرزوى خود رسيدم؛ و آن برق‌ها و جرقه ‌ها تبديل به يك عالمى نورانى همچون خورشيد درخشان شد؛ و حبيب من، يار من، خداى من، طبيب من، با من سخن گفت. و اين حال ديگر قطع نشد؛ و چند سال است كه ادامه دارد.»

  • در اين حال گيوه خود را وركشيد؛ و كتاب‌ها را به دوش گرفت، و خداحافظى كرد و گفت: «إن شاء اللَه پيش شما مى‌آيم»؛ و به سمت در أنبار براى خروج رفت.

  • در اين حال روى خود را به طرف ما كرده؛ و اين غزل را با همان آهنگ خواند:

  • منم كه گوشه ميخانه خانقاه منست***دعاى پير مغان ورد صبحگاه منست
  • گرم ترانه چنگ و صبوح نيست چه باك***نواى من به سحر آه عذر خواه منست‌
  • زپادشاه و گدا فارغم بحمد اللَه***گداى خاك در دوست پادشاه منست
  • غرض ز مسجد و ميخانه‌ام وصال شماست‌***جز اين خيال ندارم خدا گواه منست
  • از آن زمان كه برين آستان نهادم روى***فراز مسند خورشيد تكيه‌گاه منست
  • مگر به تيغ أجل خيمه بركنم ورنه***رميدن از در دولت نه رسم و راه منست
/ 0