
مقام امیرالمؤمنین و کیفیت ولادت آن حضرت در خانه کعبه
مقام امیرالمؤمنین و کیفیت ولادت آن حضرت در خانه کعبه
7گفت: چون فاطمه بنت اسد در شدت درد زاییدن گرفتار است.
پس ابو طالب دست فاطمه را گرفته و بکعبه آورد و او را در داخل کعبه جاى داد و گفت همین جا بنام خدا بنشین! ناگهان یکمرتبه او را درد سختى گرفت و طفل نظیف و پاکى را که پاکیزهتر از او ندیده بودیم متولد شد او را ابو طالب على نام گذارده و درباره او شعرى سرود
سَمَّیتُهُ بِعَلِىٍّ کى یدُومَ لَهُ *** عِزٌّ العُلُوِّ وَ عِزُّ الفَخرِ ادوَمَهُ من او را على نامیدم براى آنکه عزت بلندى مقام و عزت فخر بطور مداوم و جاودان براى او باشد.
و در اینحال پیغمبر صلى اللَه علیه و آله آمدند و از کعبه على و مادرش فاطمه را بخانه مادرش بردند.
حضرت سجّاد مىفرماید: سوگند بخدا که من هیچگاه چیز خوبى را نشنیده بودم مگر آنکه این خبر از بهترین و خوبترین آنها بود.1
شیخ سلیمان قندوزى از کتاب «مودة القربى» از عباس بن عبد المطلب روایت کرده است که، فاطمه بنت اسد میل داشت اسم این فرزند را اسد بنام پدر خودش بگذارد، و حضرت ابو طالب بدین اسم راضى نبود و بفاطمه گفت: بیا با هم در شب تاریکى از کوه ابو قیس بالا رویم و خداوند آفریننده جهان را بخوانیم، شاید خودش ما را از اسم این فرزند آگاهى دهد.
چون شب فرا رسید هر دو از منزل خارج شده و از کوه ابو قیس بالا رفتند و هر دو خدا را خواندند و ابو طالب این ابیات را انشاء کرد:
یا رَبِّ یا ذَا الغَسَقِ الدُّجِىِّ *** وَ الفَلَقِ المُبتَلَجِ المُضِىِ بَین لَنَا عَن امرِک المَقضِىَّ *** بِمَا نُسَمِّى ذلِک الصَّبِىِ اى پروردگار من! اى صاحب این شب تار! واى صاحب صبح روشن! از امر خود که در قضاى تو گذشته است ما را واقف گردان که نام این پسر را چه بگذاریم؟
در این حال صداى خِش خِشى بالاى سر آنها در آسمان پیدا شد، ابو طالب سر خود را بلند کرد، دید لوحى سبز فام است مثل زبرجد، و در او چهار سطر نوشته، با دو دست او را گرفته و او را محکم بسینه خود چسبانید در روى آن نوشته بود:
- فصول المهمه ص ١٢ و «غایة المرام» ص ١٣ از طریق عامه از کتاب «مناقب ابن مغازلی نقل کرده است
