
وقایع روز غدیر و خطبه پیامبر اکرم
وقایع روز غدیر و خطبه پیامبر اکرم
13رسول خدا گفت: آن چیز نفیس بزرگتر کتاب خداست که سبب و وسیلهاى است که یک طرفش به دستخداست و یک طرفش به دستشماست! آنرا محکم بگیرید و آنرا گم نکنید و به غیر آن تبدیل نکنید! و آن چیز نفیس دیگر، عترت من است که اهل بیت من است».
تبریک اصحاب و همسران رسول خدا صلّی اللَه علیه وآله وسلّم به أمیرالمؤمنین علیهالسّلام
طبرى در کتاب «ولایت» از زید بن ارقم نقل مىکند که پیامبر اکرم صلى اللَه علیه و آله در آخر خطبه گفتند: اى مردم بگوئید: ما بر ولایت على بن ابیطالب از جانب ارواح خود به تو عهد و پیمان دادیم، و از طرف زبانهاى خود میثاق استوار نمودیم، و با دستهاى خود مصافحه و مصافقه کردیم، که این ولایت را به اولاد خود برسانیم، و به آنها ادا کنیم، و به اهل و قوم خود ابلاغ کنیم، و ما از این امر بدلى نمىجوئیم و نمىپذیریم، و تو اى پیامبر خدا بر ما گواهى! و خداوند بر شهادت ما کافى است که گواه بوده باشد.
اى مردم این را که گفتم بگوئید، و بر على به امرة المؤمنین یعنى امیر مؤمنان سلام کنید! و بگوئید:
﴿الحمد لله الذى هدانا لهذا و ما كنا لنهتدى لو لا ان هدانا اللَه﴾1.چون خداوند از هر صدا و سخنى مطلع است، و بر هر جان و نفس خیانتکار، علیم و خبیر است، و بدانید که:
﴿فمن نكث فانما ينكث على نفسه و من اوفى بما عاهد عليه اللَه فسيؤتيه اجرا عظيما﴾.2 بگوئید آنچه را که خدا را از شما راضى کند، ﴿فان تكفروا فان اللَه غنى عنكم﴾.3
زید بن ارقم گوید: در این حال مردم مبادرت کردند به گفتن سمعنا و اطعنا على امر اللَه و رسوله بقلوبنا.4 «ما گوش مىدهیم و امر خدا و رسول خدا را به جان و دل مىپذیریم».
رسول خدا در خیمه مختص خود نشستند، و امر کردند: امیر المؤمنین در خیمه دیگرى بنشینند، و امر نمودند که طبقات مختلف مردم در آن خیمه روند و به على بن ابیطالب در آن خیمه تهنیت گویند.
- آیه ٤٣، از سورۀ ٧: اعراف: «حمد و ستایش اختصاص به خداوند دارد که ما را بدین مطلب هدایت کرد؛ و اگر هدایت خداوند نبود، ما بدین مرحله هدایت نمییافتیم».
- آیه ١٠، از سورۀ ٤٨: فتح: «پس کسی که پیمان بشکند او بر علیه نفس خودش پیمان شکسته است. و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفا کند پس خداوند بزودی اجر بزرگی به او خواهد داد».
- آیه ٧، از سورۀ ٣٩ ٥ زُمر: «پس اگر کافر شوید خداوند از شما بینیاز است». و در قرآن إِن تَکفُرِوا وارد است.
- «الغدیر» ج ١، ص ٢٧٠ از محمّد بن جریر طبری در کتاب «الولایة». و از احمد بن محمّد طبری خلیلی در کتاب «مناقب علی بن أبیطالب» تألیف سنة ٤١١ در قاهره.
