
شرح احوال آية اللَه سيد جمال الدين گلپايگاني به قلم علامه طهراني
شرح احوال آية اللَه سيد جمال الدين گلپايگاني به قلم علامه طهراني
4ايشان از خواب بيدار ميشوند و در زير رختخواب سكّهاي نميبينند؛ وليكن ميدانند كه تعبير اين خواب گشايش در امر معيشت است؛ و همينطور هم شد يعني ايشان از آن به بعد در سعه نسبي قرارگرفته و از رفتن به بيابان و آن جريانات منصرف شدند.
٥ـ درباره عمليّه جراحي پروستات گفتند كه چون مدتي در بيمارستان طهران (بازرگانان و سپس در بيمارستان نجميّه) بستري شدند و بناشد عمل كنند، چون داراي كسالت قلبي بودند و طبيب قلب ايشان دكتر غلامرضا شيخ بود و يك طبيب ديگر كه به نام دكتر كيافر بود، طبيب عمومي و دستگاه مجاري ادرار بود.
دكتر شيخ اجازه نميداد بيش از نيم ساعت بيهوشي ايشان بطول انجامد و اطباء كه متخصّص در عمل جرّاحي بودند مدّت عمل را دو ساعت يا يك ساعت و نيم كمتر نميدانستند و ميگفتند: حدّاقلّ بايد مدّت بيهوشي ايشان بدين مقدار طول بكشد. از ميان اطبّاء فقط پرفسور عدل كه در جرّاحي ماهرتر بود ميگفت: من ميتوانم در مدّت كمتر از يكساعت هم عمل كنم؛ و بالاخره بناشد او عمل كند.
اطبّاء ديگر هركدام براي عمل، خطر را ٨٠ درصد و تا ٧٠ درصد و يا ٥٠ درصد و بطور مختلف ميدانستند؛ ولي پرفسور عدل گفت: خطر ٢٠ درصد است؛ و ما هم راضي شديم به عمل، به اين شرط كه خطر ٢٠ در صد باشد و ٨٠ درصدِ امور بهبود و سلامت باشد.
و همينكه پرفسور عدل آمادۀ عمل شد، نامهاي را كه از جانب او آوردند كه پسران ايشان امضاء كنند، ديديم در آن نوشته است ٥٠ درصد خطر و ٥٠ درصد بهبودي؛ دو برادر بزرگتر از من: آقايان مرحوم حاج سيّد محمّد و آقاي حاج سيّد احمد، امضاء كردند؛ ولي من امضاء نكردم و گفتم: من با اين خصوصيّت امضاء نميكنم؛ و قضيّه از بين رفت و پرفسور عدل نيز منصرف شد.
اين خبر به پدرم رسيد، مرا طلب كرد و گفت: اي آقا سيّدعلي! چرا امضاء نكردي؟! من گفتم: اي پدر جان! من نميتوانم مرگ شما را ببينم و با اين قيد، امضاء نميكنم!
