اشعار حضرت سيد الشهداء عليه السّلام در شب عاشورا
5إمام حسین علیه السلام، اصحاب خود را جمع نمود، و خطبهای ایراد کرد، و حمد و ثنای خدا را بجای آورد؛ و پس از مدح و تمجید از این یاران باوفا و با صفا فرمود: جد من رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم، به من خبر داده است که: إنِّی سَاُسَاقُ إلَی الْعِرَاقِ فَاُنْزِلُ أرَضاً یقَالُ لَهَا عَمورٌ، أوْ کَرْبَلَا؛ وَ فِیهَا أسْتَشْهِدُ، وَ قَدْ قَرُبَ الْمُوْعِدُ.1
(من حتماً به سوی عراق کشانده میشوم و برده میشوم؛ و در زمینی که بآن عموریا کربلا گویند فرود میآیم؛ و در آنجا به شهادت میرسم؛ و اینک آن موعد، نزدیک شده است.
اینک به شما اجازه دادم که: همگی متفرق گردید؛ و من ذمام و بیعت را از شما برداشتم. اینک شب فرارسیده است؛ و شما را در زیر پوشش خود گرفته است؛ آن پوشش را همچون شتر راهواری گرفته، و هر کدام از شما دست یکی از مردان أهل بیت مرا بگیرد و برود! خداوند بهمه شما پاداش خیر دهد! بروید و متفرق شوید در شهرهای خود و أوطان خود فَإنَّ الْقَوْمَ انَّمَا یطْلَبُونَنِی؛ وَ لَوْ أصَابُونِی لَذَهَلُوا عَنْ طَلَبِ غَیرِی!
(زیرا که این قوم فقط مرا میخواهند، و مرا طلب مینمایند؛ و اگر دستشان به من برسد، از جستجوی غیر از من دست برمیدارند)
برادران، و پسران و پسران برادر، و پسران عبداللَه بن جعفر گفتند: خدا ما را پس از تو زنده نگذارد! ما این کار را نمیکنیم تا بعد از تو زنده بمانیم. اولین کسی که بدینگونه پاسخ داد حضرت عباس بن علی بود و سپس هاشمیون به پیروی از او.
اولاد عقیل، و مسلم بن عوسجة، و زهیربن القین هر کدام برخاستند؛ و به نحوی کریمانه و بزرگوارانه با لسانی عجیب شرمندگی خود را از اینکه ما چرا یک جان بیشتر نداریم؛ تا آنرا در راه تو ایثار کنیم بیان داشتند2
شب عاشورا سخت ترین شبی بود که بر اهل بیت رسالت گذشت. زیرا مکاره، و مصائب، و اعلام خطر از دولت جائره بنی امیه قطعی بود؛ و صدای ولوله زنان، و صیحه کودکان از شدت عطش، و انقلاب عظیم، قیامتی را بر پا کرده بود.
- [٣٠] مقتل مقرم ص ٢٣٣ از اثبات الرجعة، فضل بن شاذان.
- ارشاد مفيد، ص ٢٥٠، و تاريخ طبري، ج ٤، ص ٣١٧، و الکامل، ج ٣، ص ٢٨٥، والبداية و النهاية ج ٨، ص ١٧٦ و ص ١٧٧ (ومقتل مقرّم ص ٢٣٤ ).

