اشعار حضرت سيد الشهداء عليه السّلام در شب عاشورا
7برادرش فرمود: یا اُخَیةُ! لَا یذْهَبَنَّ بِحِلْمِکَ الشَّیطَانُ! لَوْتُرِکَ الْقَطَا لَنَام.1 و أشک در چشمانش حلقه زد.
(ای خواهرک مهربان من! صبرت را شیطان نبرد؛ اگر صیادان میگذاشتند، مرغ قطا در آشیانه و لانه خود میخوابید).
عمه ام گفت: یا وَیلَتَاهُ! أفَتُغتَصَبُ نَفسُکَ اغتِصَاباً؟ فَذاکَ أقرَحُ لِقَلبی وَأشُّدُ علَی نَفسِی!
(ای وای بر من! پس تو را به ستم میگیرند؟! واین بیشتر دل مرا جریحه دار و آزرده میکند، و تحملش بر جان من دشوارتر است!) آنگاه چنان سیلی بر چهره خود زد، و گریبان چاک نمود که: بیهوش بر روی زمین بیفتاد.
حضرت امام حسین علیه السلام برخاست، و آب بر روی او پاشید؛ تا بهوش آمد، و به او گفت:
یا اُخْتَاهُ اتَّقِی اللَه وَتَعَزِّی بِعَزَآءِاللَه!وَ اعلَمِی أنَّ أهلَ الْأرْضِ یمُوتُونَ؛ وَ أنَّ أهْلَ السَّمَآءِ لَایبْقُونَ؛ وَأنَّ کُلَّ شَییءٍ هَالِکٌ إلَّا وَجْهَ اللَه الَّذِی خَلَقَ الْخَلْقَ بِقُدْرَتِهِ؛ وَیبْعثُ الْخَلْقَ وَیعُودوُنَ وَهُوَ فَرْدٌ وَحْدَهُ ( جَدِّی خَیرٌ مِنِّی خ ل) أبِی خَیرٌ مِنی؛وَ أمِّی خَیرٌ مِنِّی، وَأخِی خَیرٌ مِنِّی (وَلِی خل ) وَلِکُلِّ مُسْلِمٍ بِرَسُولِ اللَه صَلَّی اللَه عَلَیه وآلِهِ اُسْوَةٌ.
(إی خواهر من، تقوای إلهی راپیشه گیر؛ و به شکیبائی از جانب خداوند، خود را تسلّی بده! وبدان که: أهل زمین میمیرند؛ وأهل آسمان باقی نمیماند؛ و هر چیزی فانی گردد مگر وَجْه خدا: آن خدائیکه مخلوقات را به قدرت خود آفرید؛ وآنها را بر میانگیزاند؛ و باز میگرداند، درحالیکه خودش فرد و تنها است. جدّمن بهتر از من بود؛پدرم بهتر از من بود؛ مادرم بهتر از من بود؛ برادرم بهتر از من بود. و من و هر مسلمانی باید به رسول خدا صلّی اللَه علیه وآله تأسّی جوئیم!)
نیست زینب، وقت بیهوشی تو *** تنگدل شد شه، زخاموشی تو بلبل عشقی،توبر گل زندهای *** پیش گل، برصد نوا زیبنده ای گُل بدست آمد، کجا شد جوش تو؟ *** یا زبوی گل زسر شد هوش تو؟ برتو گرید دیده گُل بیحساب *** بهر بیهوشان، روا باشد گلاب[٣٤]2 یا اُخَیهُ إنِّی أقْسَمْتُ عَلَیکِ فَأبَری قَسَمِی! لَاتَشُقِّی عَلَی جَیباً؛ وَ لَا تَخْمِشِی عَلَی وَجْهاً؛ وَلَاتَدْعِی عَلَی بِالْوَیلِ وَالثُبُورِ إذَا أنَا هَلَکْتُ!3
- .در دمع السجوم ص ١١٧ گفته است: قطا مرغي است که نام او بفارسي اسفرود است. و بترکي باقرقره، و معروف به سنگ خوار است براي آنکه در سنگستانها بسيار می باشد نه آنکه راستي سنگ خورد انتهي و در برهان قاطع گفته است: قطاه بضم أول و ثاني بألف کشيده و بتازده بلغت رومي مرغيست که آنرا بفارسي سنگ خوارک گويند، و در عربي کفل أسب را گويند که جاي سوار شدن رديف است؛ و در لغت نامه دهخدا گويد: قطا مرغي است که بفارسي آنرا سنگخوار گويند و گويند که آواز کردن قطا در بيابان مسافران را دليل باشد که: دراينجا آبست (آنندراج) و در جامع الشواهد در بيت عباس بن أحنف:
بَکَيتُ الَي سِربِ القَطا إذمَرَرنَ بي فَقُلتُ وَ مِثلي بَالبُکآءِ جَديرُ
أَسربَ القَطا هَل مَن يُعيرُ جَناحَهُ لَعلِّي إلَي مَن قَد هَويتُ أطيرُ
گفته است: القطا کعصا جمع قطاة با قاف وطآء مهمله و تآء مثنّاة مثل قناة طائري است معروف. أما ميداني در مجمع الامثال ج ٢ ص ١٧٤ در تحت شماره ٣٢٣٠ گوید : لو ترک القطا لنام ليلا مثالي است؛ و اصل آن راجع به عمروبن مامة بوده است که بر قومي از قبيله مراد وارد شد، و ايشان شبانه براي ديدار او آمدند، و بدين جهت مرغان قطا را از اماکن و آشيانههاي خود بپراکندند. زن عمر و بن مامة چون ديد، مرغان قطا در شب به پرواز آمدهاند، به شوهر خود نهيب زد، و او را مؤاخذه نمود، شوهرش گفت: أنما هي القطا (اينها فقط مرغان قطا هستند) زن گفت: لوترک القطا لنام ليلا (اگر آنها را واميگذاردند در شب ميآرميدند) واين را مثل ميزنند براي کسيکه بدون اراده و اختيارش، او را برکاريکه خوشايندش نيست، إکراهاًو إجباراً وادار میکنند. انتهي در لغت نامه لاروس عربي به عربي در ماده قطو، گفته است: القطا: جنس طير من فصيلة الجونيات (و در ماده جون گفته است: الجوني: نوعي است از قطا که شکم و بالهايش، سياه است و جمع آن جُونٌ است) و سپس گفته است: واحد آن قطاة است و أنواع آن بسيار است. و همگي شبيه به کبوتر هستند؛ و در هدايت به آن مثل ميزنند: و الناس أهدي في القبيح من القطا و أضلّ في الحسني من الغربان و شکل آنرا شبيه به کبوتر آورده است. - اين ابيات رابه مناسبت از ديوان زبدة ألاسرار ص ١٨٣، در ميان روايت آوريم.
- ارشاد، ص ٢٥١، ص ٢٥٢. وتاريخ طبري،ج ٤، ص٣١٨ وص٣١٩. والکامل،ج٣،ص ٢٨٥، ص٢٨٦ والبداية والنهاية، ج٨، ص ١٧٧ و مقتل مقرّم طبع دوّم نجف ص٢٣٩ و٢٤٠.
- .در دمع السجوم ص ١١٧ گفته است: قطا مرغي است که نام او بفارسي اسفرود است. و بترکي باقرقره، و معروف به سنگ خوار است براي آنکه در سنگستانها بسيار می باشد نه آنکه راستي سنگ خورد انتهي و در برهان قاطع گفته است: قطاه بضم أول و ثاني بألف کشيده و بتازده بلغت رومي مرغيست که آنرا بفارسي سنگ خوارک گويند، و در عربي کفل أسب را گويند که جاي سوار شدن رديف است؛ و در لغت نامه دهخدا گويد: قطا مرغي است که بفارسي آنرا سنگخوار گويند و گويند که آواز کردن قطا در بيابان مسافران را دليل باشد که: دراينجا آبست (آنندراج) و در جامع الشواهد در بيت عباس بن أحنف:

