
قصیده معروف فرزدق در مدح امام سجاد علیه السلام
قصیده معروف فرزدق در مدح امام سجاد علیه السلام
5٥- اگر رکن کعبه (که در آن حجرالاسود واقع است) بداند چه کسی برای بوسیدنش آمده است، تحقیقاً از روی تواضع بر زمین میافتد، تا جای پای وی را که بر زمین قدم نهاده است، بوسه زند.
٦- این علی است، آن که رسول خدا پدر اوست که تمامی امَّتهای جهان به نور هدایت وی راه یافتهاند.
٧- این است آن که عموی او جعفر طیار، و حمزة مقتول (سیدالشّهداء) است؛ حمزه شیر بیشۀ شجاعت و هژبر اژدر افکنی است که محبت و مودّت با او چون شیر و شکر با جان مومنین آمیخته، و سوگند غیر قابل نقض و شکست با ارواح و نفوسشان برقرار نموده است.
٨- این است پسر بزرگ بانوان جهان: فاطمه و پسر وصی رسول خدا که آتش خشم و غضب انتقام خداوندی از برق شمشیر او می درخشید.
٩- چون قبیلۀ قریش به او بنگرد، گویندۀ آن بدون اختیار از زبانش این سخن میتراود که: مکرمت و مَجْد و کرَم و جود و احسان در قبیلۀ قریش به این سرور ارجمند منتهی میگردد، و همه باید کاروان نیاز خود را در این آستانۀ پر رحمت و سنگین بار فرود آورند، و از کرم او متمتّع گردند!
١٠- به جهت شناخت دست پر عطا و کرم او نزدیک است که رکن حطیم در وقتی که او میآید تا بدان دست بیاساید و استلام نماید، خود او را برای أخذ نیازها و بهره وری و انتفاع خود، نزد خود نگه دارد.
١١- و این گفتارت که گفتی: کیست او؟ و تجاهل نمودی، ضرری به وی نمیرساند چرا که تمام عرب و تمام عجم میشناسند این مردی را که تو او را ناشناس دانستی!
١٢- او منسوب است به أعلا نقطۀ قُلّۀ عزّت و شرافتی که از نیل بدان جمیع عالم اسلام از عرب آن، و از عجم آن کوتاه و قاصر آمدهاند.
١٣- او از فرط حیا و آزرم چشم فرو مینهد، و از فرط مَهَابت و ابَّهتِ او چشمها در برابر او فرو نهاده میگردند و بنابراین کسی با وی سخن نمیگوید مگر هنگامی که تبسّم ملیح بر سیمایش هویدا میشود.
