
قصیده معروف فرزدق در مدح امام سجاد علیه السلام
قصیده معروف فرزدق در مدح امام سجاد علیه السلام
6١٤- چنان از درخشش و لمعان نور پیشانی او پردههای تاریکی و ظلمت شکافته میشود، همچنانکه از إشراق و طلوع خورشید جهان افروز، پردههای مِه و تاریکی شکافته میگردد.
١٥- در دست او خیزرانی است که بوی آن، همه جا مشام جان را عطرآگین مینماید، از دست مرد شجاع و بافراستی که محاسن او شگفت آور است و بالای استخوان بینی او قدری برآمده و در کمال زیبایی و اعتدال میباشد.
١٦- او هیچگاه در جواب تقاضای خلایق لفظ لا' (نه) بر زبان نگذرانید مگر فقط در تشهّدش که لَا إلَهَ إلَّا اللَه میگفت. و اگر هم أحیاناً تشهّدی در میان نبود لا'ی او نَعَم بود (نهِ او، آری بود).
١٧- شاخه وجودی او از اصل و تبار استوار رسول خدا جدا گردیده است. بنابراین عناصر غرائز و اخلاق و سجایا و صفات او، همه حمیده و پاک و طیب است.
١٨- او بارکش بارهای اقوامی است که از شدّت تحمّل آن به زانو درآمدهاند. و در برخورد با مستمندان شمایلی نیکو و سیمائی خوش ارائه میدهد و جواب او به نَعَم (آری) دادن به نیازمندان برای وی شیرین است.
١٩- اگر به سخن درآید، گفتاری را ابراز میکند که جمیع ایشان آن را میپسندند، و اگر روزی کلامی بگوید آن کلام موجب زینت و محْمدت او محسوب میگردد.
٢٠- این پسر فاطمه است اگر در نَسَب او جاهل میباشی! و در حَسَب، او کسی است که رسالت نامۀ پیامبران خدائی آسمانی به جدِّ أمْجَدَش مختوم گردیده، مهر شده و خاتمه یافته است!
٢١- از عهد قدیم، خداوند او را فضیلت بخشیده و شرافت داده است، و از أزل، قلم قضا بر لوح تقدیر وی این گونه جاری شده است.
٢٢- این شخصیتی است که جمیع پیغمبران در مقابل فضل و شرف جدَّش در مرتبۀ پائین قرار گرفتند، و جمیع امَّتها در مقابل فضل و شرف امّتش، پست و حقیر به شمار آمدند.
