
بخشهایی از زندگانی پر برکت حضرت صدّیقۀ طاهره سلام اللَه علیها و اصل تولّی و تبرّی
بخشهایی از زندگانی پر برکت حضرت صدّیقۀ طاهره سلام اللَه علیها و اصل تولّی و تبرّی
11در «روضه کافى» مرحوم کلینى از علىّ بن إبراهیم، از پدرش، از علىّ بن أسباط، از أئمّه علیهم السّلام در ضمن پندها و مواعظ حضرت بارى جلّ و علا به حضرت عیسى بن مریم علیهما السّلام روایت می کند که:
یا عِیسَى أُوصِیک وَصِیةَ المُتَحَنِّنِ عَلَیک بِالرَّحْمَةِ حَتَّى حَقَّتْ لَک مِنِّى الْوِلَایةُ بِتَحَرِّیک مِنِّى الْمَسَرَّةَ. 1
«اى عیسى مانند شخصى که از روى محبّت و ترحّم و شفقت در مقام اندرز و پند و نصیحت تو در آید، تو را وصیت می کنم، تا آنکه قوّه طلب در تو زیاد گردد و در جستجوى رضا و محبّت من درآئى؛ و در این حال ولایت من در وجود تو حکمفرما خواهد شد و به تمام صفات و اسماء من متّصف خواهى گشت.»
دین مقدّس اسلام که خاتم ادیان است و از نقطه نظر روابط روحى و طبیعى کاملترین نظامات و دستورات را متکفّل است نیز میزان صحّت و سلامت أعمال را بر معیار محبّت اندازهگیرى کرده است، و سریعترین راه را براى وصول به مقام انسانیت و توحید در جلوى راه بشر قرار داده است؛ و آن محبّت به رسول خدا و أقارب آن حضرت است.
اهل بیت عصمت و طهارت به حیات عقل زنده وبه نور خدا منوّر اند
مقصود از أقارب أفرادى هستند که به مقام طهارت مطلق در آمده، و طهارت در جان و روح و خیال و نفس و عقل و در سرّ و سویداى آنان رسوخ نموده، از تمام شوائب شرک بر آمده، و در هیچ موطنى از مواطن نفس آنان غیر از خدا و آثار و صفات او چیزى را نتوان یافت؛ أفرادى هستند که در هر حال چشم از عوالم کوتاه و ظلمانى طبیعت برداشته و به جمال أبدیت دوختهاند؛ افرادى هستند که حکومت شهوت و غضب و خیال در وجود آنها مفهومى ندارد، پیوسته به حیات عقل زنده و به نور خدا منوّر و به مقام بلوغ و کمال انسانى رسیدهاند؛ أفرادى هستند که به علّت عبور از مراحل کوتاه و تاریک هوى، دیگر در افق آنان شوائب نفس أمّاره و میل حیوانى و حیات حسّ و توابع آنها نیست. آنان در حرم امن و امان الهى سکنى گزیدهاند و به نور حقّ، منوّر شدهاند و گناه که لازمۀ آن غفلت است در آنها مصداقى ندارد. آنان به طهارت حضرت حقّ، مطهّر و به عصمت ذات مقدّس او معصوم گردیدهاند.
- «روضه کافى» طبع دوّم دار الکتب الإسلامیة، ص ١٣١
