اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بخشهایی از زندگانی پر برکت حضرت صدّیقۀ طاهره سلام اللَه علیها و اصل تولّی و تبرّی

19٬641
عقايد و کلام

بخشهایی از زندگانی پر برکت حضرت صدّیقۀ طاهره سلام اللَه علیها و اصل تولّی و تبرّی

24
  • «عائشه به عروة بن زبیر خبر میدهد که فاطمه دختر رسول خدا از أبوبکر بعد از رحلت حضرت رسول  اللَه درخواست کرد که میراثش را از آنچه خداوند به پیغمبرش داده بود بدهد. أبوبکر گفت: رسول  اللَه فرموده است: ما إرث نمى‌گذاریم، آنچه از ما مى‌ماند صدقه است. حضرت فاطمه دختر رسول خدا از گفتار أبوبکر به غضب در آمد و از أبوبکر دورى نموده و پیوسته با او ملاقات نکرد تا از دنیا رحلت نمود.»

  • آنقدر حضرت صدّیقه از آزار آنان در رنج بود که در بستر مرگ نیز اجازۀ ورود نداد. أبوبکر و عمر به دیدن آمدند با آنها صحبت نکرد. و حتّى از نماز خواندن أبوبکر و عمر پس از مرگش جلوگیرى فرمود و وصیت کرد که آنها بر من نماز نگزارند. و چون از دنیا رحلت فرمود أبوبکر را خبر ننمودند.

  • بخارى همچنین از عروة از عائشة روایت می کند که: چون حضرت فاطمه تقاضاى إرث خود نمود، فأبَى أبوبکرٍ أن یدفَعَ إلى فاطمةَ مِنها شَیئًا، فَوجَدَتْ (غضِبتْ) فاطمةُ علَى أبى بکرٍ فى ذلک فهَجَرَتْه فلَم تُکلِّمْهُ حتّى تُوُفِّیتْ.

  • و عاشَتْ بعدَ النَّبىّ صلَّى  اللَه علیه [وءَالِه‌] وسلَّم سِتّةَ أشهُرٍ. فلمّا تُوُفِّیتْ دَفَنَها زوجُها علىٌّ لیلًا و لَم یؤْذِن بها أبابکرٍ و صلَّى علَیها.1 

  • «أبوبکر از دادن إرث رسول  اللَه به فاطمه امتناع ورزید. فاطمه بسیار غضبناک شد و از او دورى نمود و با او دیگر تکلّم نکرد تا از دنیا رفت. و فاطمه بعد از رسول خدا شش ماه زندگى نمود. چون وفات کرد شوهر او على او را در شب دفن نمود و أبوبکر را خبردار نکرد و خود بر او نماز گزارد.»

  • اعتراض حضرت فاطمه سلام  اللَه علیها به سکوت امیر المؤمنین علیه السلام و پاسخ آن حضرت

  • پس از آنکه فاطمه براى اثبات حق خود به مسجد رفت، و با ابو بکر به محاجّه پرداخت ابن شهرآشوب مى‌گوید: چون فاطمه از مسجد به منزل مراجعت کرد، و حضرت أمیر المؤمنین علیه السلام در منزل انتظار بازگشت او را داشتند، در این حال رو به آن حضرت نموده و گفت: یا بنَ أبیطَالِبٍ! اشتَمَلتَ شَملَةَ الجَنینِ، وَ قَعَدتَ حُجرَةَ الظَّنِینِ، نَقَضتَ قَادِمَةَ الأجدَلِ فَخَاتَک رِیشُ الأعزَلِ. هَذا ابنُ أبى قُحَافَةَ، قَد ابتَزَّنىِ نُحَیلَةَ أبِى، وَ بُلَیغَةَ إبنىِ‌ وَ  اللَه لَقَد جَدَّ فِى ظُلَامَتىِ، وَ ألَدَّ فىِ خِصَامِى، حَتَّى مَنَعَتنِى القَیلَةُ نَصرَهَا، وَ المُهَاجِرَةُ وَصلَهَا، وَ غضَّتِ الجَمَاعَةُ دوُنىِ طَرفَهَا، فَلَا مَانِعَ وَ لَا دَافِعَ.

    1. «صحیح بخارى» ج ٣، باب غزوة خیبر، ص ٥٥؛ و از طبع أمیریه بولاق، ج ٥، ص ١٣٩
/ 12