
بخشهایی از زندگانی پر برکت حضرت صدّیقۀ طاهره سلام اللَه علیها و اصل تولّی و تبرّی
بخشهایی از زندگانی پر برکت حضرت صدّیقۀ طاهره سلام اللَه علیها و اصل تولّی و تبرّی
30فاطمه سلام اللَه علیها با مصائب زیادى مواجه شد؛ از یک طرف، غصب مقام ولایت و خلافت اسلام از محور اصلى خود، که با نهایت رنج و إلَم از این مقام دفاع مىنمود.
ابن قتیبه دینورى می گوید: و خرَجَ علىٌّ کرَّم اللَه وَجهَه یحمِلُ فَاطمةَبنتَ رَسولِ اللَه صلَّى اللَه علیه [وءَالِهِ] وسلّم علَى دآ بَّةٍ لَیلًا فى مَجالسِ الأنصارِ تَسألُهمُ النُّصرةَ، فکانوا یقولونَ: یا بِنتَ رسول اللَه! قد مضَتْ بَیعتُنا لِهذَا الرَّجُل، و لَو أنّ زوجَک و ابنَ عمِّک سَبَق إلینَا قبلَ أبىبکرٍ مَا عَدَلْنا بِهِ. فَیقولُ علىٌّ کرَّمَ اللَه وجهَه: أَفَکنْتُ أَدَعُ رَسُولَ اللَه صلّى اللَه عَلیهِ [وءَالِهِ] وَسَلَّمَ فِى بَیتِهِ لَمْ أَدفِنْهُ وَ أَخْرُجُ أُنازِعُ النَّاسَ سُلْطَانَهُ؟ فَقالتْ فاطمةُ: مَا صَنَعَ أَبُوالْحَسَنِ إلَّامَا کان ینْبَغِى لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا مَا اللَه حَسِیبُهُمْ وَ طَالِبُهُمْ.1
«و على در شب، فاطمه دختر رسول خدا را سوار بر چارپا مىنمود و به مجالس أنصار مىبرد و از آنها طلب یارى می کرد. و آنها مىگفتند: اى دختر رسول خدا! بیعت ما با أبوبکر کارى است که واقع شده است. اگر شوهر تو و پسر عموى تو علىّ بن أبىطالب قبل از بیعت ما با أبوبکر به ما رجوع می کرد حتماً ما با او بیعت مىنمودیم و از او عدول به بیعت شخص دیگرى نمىکردیم. على کرّم اللَه وجهَه می فرمود: آیا من چنین فردى بوده باشم که جنازۀ رسول خدا را دفن نکرده در خانهاش بگذارم و براى گرفتن حکومت او بیرون آمده مشغول جدال و نزاع گردم؟ و سپس فاطمه مىفرمود: أبوالحسن آنچه عمل کرد همه سزاوار و شایسته بود، ولیکن آن دیگران که خلافت را ربودند، کردند آنچه کردند و خداوند خود حساب گیرنده و جزا دهنده آنها خواهد بود.»
و از طرف دیگر، جسارتها و اهانت هاى علنى و غصب فدک و سهمیۀ آن حضرت از خیبر و از حقوق ذوى القربى، و مخاصمات و مجادلاتى که آن بضعۀ رسول خدا با أبوبکر و عمر مىنمود، دیگر براى آن مطهّره با انضمام کسالتهاى جسمى و سقط جنین، نیرو و قوّهاى باقى نگذارده بود، بالأخص با فقدان پدرى مانند رسول خدا که سزاوار بود این امّت از او حمایت کنند و او را تنها نگذارند و به تعزیت و تسلیت او برخیزند. ولى این امّت أجر رسالت را خوب در دست پیغمبر گذاردند و زهراى صدّیقه را تنها و با دل شکسته، در بستر بیمارى انداختند، بطوریکه به روایت ابن قتیبه بیش از هفتاد و پنج روز 2 و به روایت ابن أبى الحدید بیش از هفتاد و دو روز 3) در دنیا بعد از پدر زیست نکرد.
- «الإمامة و السّیاسة» ج ١، ص ١٢
- «الإمامة و السّیاسة» ج ١، ص ١٤
- «شرح نهج البلاغة» ابن أبى الحدید، ج ١٦، ص ٢١٤
