
بخشهایی از زندگانی پر برکت حضرت صدّیقۀ طاهره سلام اللَه علیها و اصل تولّی و تبرّی
بخشهایی از زندگانی پر برکت حضرت صدّیقۀ طاهره سلام اللَه علیها و اصل تولّی و تبرّی
8بنابراین، این دو آیه که در آنها استثناء واقع شده است یک حقیقت مسلّم را بیان مىکنند و آن علّت غائى و انگیزه رسالت و داعى بر بعثت است. و طبق آیۀ مذکوره در سورۀ جمعه و بعضى از آیات دیگر، علّت رسالت را بیان می کند و نه چیز دیگرى را. و نتیجه چنین مىشود که: تلاوت آیات خدا بر مردم و تعلیمکتاب و حکمت و تزکیۀ آنان، راهى است بسوى خدا که بواسطۀ مودّت با ذوى القربى، بسوى خدا خواهند پیمود و به مقام توحید خواهند رسید. و این راجع به خود امّت پیغمبر أکرم است و عائد آنان خواهد بود؛ نه اجر و مزدى است که به پیغمبر برسد، و موجب نقص دیگران و زیادى در مال و مآل و حیثیت و جاه پیغمبر أکرم گردد؛ مانند پدرى که به فرزندش بگوید: من در مقابل تمام رنجها و زحماتى که در دوران طفولیت و صباوت و جوانى براى تربیت و تعلیم تو و براى سلامتى و دفع آفات از تو متحمّل شدم، هیچگونه پاداشى توقّع ندارم الّا آنکه یک فرد سالم با تربیت و منظّم و مؤدّب به آداب بوده باشى.
شاهد بر این معنى آنکه خداوند تبارک و تعالى در سورۀ سبأ خطاب به پیغمبر أکرم نموده مىفرماید: ﴿قُلْ مَا سَأَلْتُكم مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكمْ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى اللَه﴾.1 «بگو آنچه مزد و پاداش، من از شما درخواست نمودهام براى خود شماست؛ مزد و اجرى که عائد من گردد فقط بر خداست نه بر شما.»
حال بر سر اصل مطلب برویم و ببینیم چگونه خداوند مودّت به ذوى القربى را نتیجه و حاصل و مزد رسالت قرار داده است؟ مودّت به ذوى القربى چه تأثیرى در سلوک راه الهى دارد؟ چه رابطهاى بین راه خدا و بین محبّت آل محمّد است؟ آیا ممکن است که انسان کاملًا به دستورات عملى پیغمبر أکرم عمل کند، نماز بپاى دارد، روزه بگیرد، جهاد بنماید، حج بنماید، و تمام تکالیف را یک به یک عمل کند، ولى به ذوى القربى مودّت نداشته باشد؟ آیا چنین فردى به مقام سعادت نائل خواهد آمد و به خداى خود راه پیدا خواهد نمود؟ یا نه، این أعمال هنگامى نتیجه مىدهد که با محبّت و مودّت ذوى القربى توأم باشد.
- آیه ٤٧، از سوره ٣٤: سبأ
