اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بیست و چهار خبر از ابن أبی الحدید در فضائل اختصاصی أمیرالمؤمنین علیه السلام

0
اعتقادات
اعتقادات

بیست و چهار خبر از ابن أبی الحدید در فضائل اختصاصی أمیرالمؤمنین علیه السلام

15
  • دوّم‌ آنکه‌: لِوآء و پرچم‌ حمد در دست‌ اوست‌؛ آدم‌ و اولاد آدم‌ همگی در زیر لواء او هستند.

  • سوّم‌ آنکه‌: او در آبشخوار حوض‌ من‌ ایستاده‌ است‌، هر کس‌ را از امّت‌ من‌ بشناسد، سیراب‌ میکند.

  • چهارم‌ آنکه‌: او پوشندۀ عورت‌ من‌، و تسلیم‌ کننده‌ و سپارندۀ من‌ است‌ به‌ پروردگار من‌ وقت‌ مردن‌.

  • پنجم‌ آنکه‌: من‌ از او بیم‌ آن‌ را ندارم‌ که‌ بعد از ایمان‌ کافر شود؛ و بعد از إحصان‌ و عصمت‌ زنا کند.»

  • احمد این‌ حدیث‌ را در «کتاب‌ فضائل‌» ذکر کرده‌ است‌.

  • خبر بیستم‌: از برای جماعتی از اصحاب‌ رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلّم‌ درهائی بود که‌ از خانه‌هایشان‌ به‌ مسجد رسول‌ خدا باز میشد؛ آن‌ حضرت‌ روزی فرمود:

  • سُدُّوا کلَّ بَابٍ فِی الْمَسْجِدِ إلَّا بَابَ عَلِی!

  • «تمام‌ درهائیکه‌ به‌ مسجد باز میشود، ببندید؛ مگر در علی را!» و همۀ درها را بستند؛ و در این‌ باره‌ جماعتی به‌ نحو اعتراض‌ سخن‌ گفتند؛ تا به‌ گوش‌ آن‌ حضرت‌ رسید؛ و در میان‌ آن‌ جماعت‌ برخاست‌ و گفت‌:

  • إنَّ قَوْمًا قَالُوا فِی سَدِّ الابْوَابِ وَ تَرْکی بَابَ عَلِی؛ إنِّی مَا سَدَدّتُ وَ لَا فَتَحْتُ؛ وَلَکنِّی أمُرْتُ بِأمْرٍ فَاتَّبَعْتُهُ.

  • «جماعتی راجع‌ به‌ بستن‌ درها، و بازگذاشتنِ من‌ درِ علی را گفتگو کرده‌اند. من‌ نه‌ دری را بسته‌ام‌؛ و نه‌ باز گذارده‌ام‌، ولیکن‌ امری به‌ من‌ شده‌ است‌، و من‌ از آن‌ متابعت‌ نموده‌ام‌.»

  • این‌ روایت‌ را أحمد در «مُسْنَد» کراراً ذکر کرده‌ است‌؛ و در کتاب‌ «فضائل‌» همچنین‌ آورده‌ است‌.

  • خبر بیست‌ و یکم‌: در غَزوۀ طائف‌، رسول‌ خدا صلّی الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلّم‌، علی را فرا خواند؛ و با او مدّتی به‌ طور رازگوئی و پنهانی سخن‌ گفت‌؛ و این‌ نَجْوی و رازگوئی طول‌ کشید؛ بطوریکه‌ برای بعضی از صحابه‌ ناپسند آمد.

  • یکنفر از آن‌ جماعت‌ گفت‌: لَقَدْ أطَالَ الْیوْمَ نَجْوَی ابْنِ عَمِّهِ «امروز نجوای با پسر عموی خود را طول‌ داد.»

  • این‌ سخن‌ به‌ سمع‌ آن‌ حضرت‌ رسید؛ جماعتی از آنها را گرد آورد، و گفت‌: إنَّ قَائلاً قاَلَ: لَقَدْ أطَالَ الْیوْمَ نَجْوَی ابْنِ عَمِّهِ، أمّا إنِّی مَا انْتَجَیتُهُ؛ وَلَکنَّ اللَهَ انْتَجَاهُ.