
بیست و چهار خبر از ابن أبی الحدید در فضائل اختصاصی أمیرالمؤمنین علیه السلام
بیست و چهار خبر از ابن أبی الحدید در فضائل اختصاصی أمیرالمؤمنین علیه السلام
4این حدیث را احمد در «مُسْنَد» ذکر کرده است؛ و امّا در کتاب «فضائل علی» علیه السّلام اینطور ذکر کرده است که رسول خدا گفت: لَتَنْتَهُنَّ یا بَنِ یوَلِیعَةَ1 أوْ لَابْعَثَنَّ إلَیکمْ رَجُلاً کنَفْسِی، یمْضِی فِیکمْ أمْرِی، یقْتُلُ الْمُقَاتِلَدَ وَ یسْبی الذُّرِّیةَ!
«ای پسران ولیعه! شما از کردار خود پشیمان میشوید و دست از کارتان بر میدارید؛ و گرنه بر میانگیزم بسوی شما مردی را که مانند جان من است. امر مرا در میان شما جاری میکند؛ با جنگجویان شما میجنگد؛ و ذرّیۀ شما را أسیر میکند.»
أبوذر میگوید: چیزی در این حال مرا به خود متوجّه ننمود، و به ترس نینداخت؛ مگر سردی کف دست عمر، که از پشت من بر کمر من نهاد، و گفت: مَنْ تَرَاهُ یعْنِی؟ «در نظر تو منظور پیامبر از این مرد کیست؟!» أبوذرّ میگوید: إنَّهُ لَا یعْنِیک! و إنَّما یعْنی خَاصِفَ النَّعْلِ؛ وَ إنَّهُ قَالَ: «هُوَ هَذَا».
«رسول خدا ترا قصد نکرده است؛ بلکه آن کسی که نعل او را پینه میزند، قصد کرده است. و گفته است: آن شخص، این مرد است.»
خبر سوّم: إنَّ اللهَ عَهِدَ إلَی فِی عَلِی عَهْدًا؛ فَقُلْتُ: یا رَبِّ بَینْهُ لِی!
قَالَ: اسْمَعْ! إنَّ عَلِیا رَایةُ الْهُدَی؛ وَ إمَامُ أوْلِیآئی؛ وَ نُورُ مَنْ أطَاعَنِی؛ وَ هُوَ الْکلِمَةُ الَّتِی ألْزَمْتُهَا الْمُتَقِینَ؛ مَنْ أحَبَّهُ فَقَدْ أحَبَّنِی؛ وَ مَنْ أطَاعَهُ فَقَدْ أطَاعَنِی! ف
فَبَشِّرْهُ بِذَلِک! فَقِلْتُ: قَدْ بَشَّرْتُهُ یا رَبِّ!
فَقَالَ: أنَا عَبْدُاللهِ وَ فِی قَبْضَتِهِ؛ فَإنْ یعَذِّبْنِی فَبِذُنُوبِی لَمْ یظْلِمْ شَیئًا؛ وَ إنْ یتِمَّ لِی مَا وَعَدَنِی فَهُوَ أوْلَی. وَ قَدْ دَعَوْتُ لَهُ؛ فَقُلْتُ: اللَهُمَّ اجْلُ قَلْبَهُ وَاجْعَلْ رَبِیعَةُ الإیمَانَ بِک!
قَالَ: قَدْ فَعَلْتُ ذَلِک؛ غَیرَ أنِّی مُخْتَصَّهُ بِشَیءٍ مِنَ الْبَلَاءِ لَمْ أخْتَصَّ بِهِ أحَدًا مِنْ أوْلِیائِی!
فَقُلْتُ: أخِی وَ صَاحِبِی! قَالَ: إنَّهُ سَبَقَ فِی عِلْمی أنـَّهُ لَمُبْتَلٍ وَ مُبْتَلًی.2
«خداوند دربارۀ علی به من وصیتی و سفارشی نموده و به مطلبی خبر داده است. به پیرو این سفارش من گفتم: ای پروردگار من آنرا برای من روشن کن!
خداوند گفت: بشنو! حقّاً و تحقیقاً علی لِوا و پرچم هدایت است؛ و امام و پیشوای أولیای من است؛ و نور کسی است که از من پیروی کند؛ و اوست کلمۀ من که ازحقایق و سرائر آگاه؛ آن کلمهای که آنرا ملازم مردمان با تقوی کردهام. کسی که وی را دوست بدارد حقّاً مرا دوست داشته است؛ و کسی که از او اطاعت کند حقّاً از من اطاعت کرده است.ای پیغمبر! تو علی را بدین مطالب بشارت بده! پس از آن من گفتم: ای پروردگار من! من او را بشارت دادم؛ به پیرو بشارت من، علی گفت: من بندۀ خدا هستم و در کف دست و در مُشتِ مشیت و ارادۀ او میباشم. اگر مرا عذاب کند، به گناهان من مرا گرفته است و ابداً به من ستمی ننموده است؛ و اگر برای من آنچه را که وعده نموده است، تمام کند و به طور کامل ایفا نماید؛ بازهم خداوند به من سزاوارتر است از من. و اوست صاحب ولایت من!
- بنو وليعه، قبيلهاي است ِندكِنده.
- حلية الاولياء»، ج ١، ص ٦٧. و در «مطالب السؤل»، ص ٢١ از «حلية الاولياء»، روايت كرده است، به همين عبارت مگر در اين عبارت كه بدين صورت آورده است: إنّه سيخصّه من البلاء شيْءٌ لم يخصّ به أحدًا من أصحابي.
