
بیست و چهار خبر از ابن أبی الحدید در فضائل اختصاصی أمیرالمؤمنین علیه السلام
بیست و چهار خبر از ابن أبی الحدید در فضائل اختصاصی أمیرالمؤمنین علیه السلام
9وَ مَا یمْنَعُنِی وَ أنْتَ تُؤدِّی عَنِّی؛ وَ تُسْمِعُهُمْ صَوْتِی؛ وَ تُبَینُ لَهُمک مَا اخْتَلَفُوا فِیهِ بَعْدِی! 1
«چه چیز مانع اینگونه محبّت و بشاشت و سرور من میگردد؛ در حالیکه فقط تو هستی که بار رسالت و تعهّد مرا ادا میکنی و به مردم میرسانی؟ و صدای مرا به مردم میشنوانی؟ و در آنچه پس ازمن اختلاف میکنند تو هستی که در موارد اختلاف حقّ مطلب را روشن میکنی؟ و برای آنها آشکارا میسازی؟»
و این حدیث را أبُو نُعَیم در «حلیة الاولیاء» روایت کرده است.
خبر دهم: أدْعُوا لِی سَیدَ الْعَرَبِ عَلِیا «برای من سید و سرور و سالار عرب: علی را بخوانید.»
عائشه گفت: ألَسْتَ سَیدَ الْعَرَبِ «آیا تو سید و سالار عرب نیستی؟!»
پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم گفت: أنَا سَیدُّ وُلْدِ ءَادَمَ وَ عَلِی سَیدُ الْعَرَبِ. «من سید و سالار تمام اولاد آدم هستم؛ و علی سید و سرور و سالار عرب است.»
چون علی را خبر کردند و آمد، رسول خدا فرستاد در پی انصار؛ و آنها به نزد پیغمبر آمدند و به آنها گفتند:
یا مَعْشَرَ الانْصَارِ! ألَا أدُلُّکمْ عَلَی مَا إنْ تَمَسَّکتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا أبَدًا. «آیا نمیخواهید من شما را بر چیزی دلالت کنم که اگر بدان تمسّک جوئید هیچگاه گمراه نشوید؟!» أنصار گفتند: بَلَی یا رَسُولَ اللهِ!
رسول خدا، صلّی الله علیه وآله وسلّم گفت: هَذَا عَلِی فَأحِبُّوهُ بِحُبِّی! وَ أکرِمُوهُ بِکرَامَتِی! فَإنَّ جَبَرائیلَ أمَرتِی بِالَّذِی قُلْتُ لَکمْ عَنِ اللَهِ عَزَّوَ جَلَّ.2
«این است علی! او را دوست داشته باشید، به همان محبّتی که به من دارید! و او را مکرّم و معزّز بدارید به همان کرامت و عزّتی که از من دارید! حقّاً این مطلبی را که من برای شما گفتم؛ جبرائیل از خدای عزّ وجلّ به من أمر نموده است.»
این خبر را حافظ أبُو نُعَیم در «حلیة الاولیا» ذکر کرده است.
خبر یازدهم: مَرْحَبًا بِسَیدِ الْمُؤْمِنینَ؛ وَ اِمَامِ الْمُتَّقِینَ!
«آفرین به سید و سالار مؤمنان؛ و إمام و پیشوای متّقیان». به علی گفتند: کیفَ شُکرُک؟ «سپاس و شکرانۀ تو در برابر این خطابی که با این ألقاب، پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم ترا مخاطب قرار داده چیست؟»
- «حلية الاولياء»، ج ١، ص ٦٣ و ص ٦٤ و «فرآئد السمطين»، و «مطالبسّئلسّئول» ص ٢١، و «غاية المرام»، ص ١٦ و با سند ديگري در ص ١٨. و نيز در «تفسير عيّاشي»، ج ٢ ، ص ٢٦٢ و در «تفسير برهان»، ج ٢، ص ٢٧٤ و «بحار الانوار»، طبع كمپاني، ج ٩، ص ٢٩٠ روايت كرده است.
- «حلية الاولياء»، ج ١، ص ٦٣.
