عارف بلندپایه و حکیم بی بدیل حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه در سخنرانی های خویش که برای مردم بیان می کردند گاه دقیقترین معانی غامض حکمت و عرفان را به بیانی ساده و روان مطرح می نمودند، باشد که ناآشنایان به اصطلاحاتِ سنگین و فنی نیز با این حقایق آشنا شوند. در ذیل یکی از بیانات ایشان در خصوص مسئله خطیرِ خیر و شر تقدیم طالبان معارف و پویندگان حقیقت میگردد.
تحلیل معنای خیر و شر به بیانی روان و شیوا
13محبّ خاندان عصمت، اهل عبادت و انفاق و ایثار جان و مال در راه خدا خواهد شد
بدیهى است که عشق و محبّت بدین افراد، انسان را به افق فکرى و وجودى آنها نزدیک می کند، و هر چه این محبّت شدیدتر گردد، انسان بدان افق نزدیکتر می گردد. و بالملازمه، صفات و روحیات و اخلاق و بالأخره ملکات و عقائد پاک آنان در انسان ظهور خواهد نمود. محبّ خاندان عصمت، اهل عبادت و تقوى و ایثار و گذشت و انفاق و بذل جان و مال در راه خدا خواهد شد.محبّت مانند برقى که بر خرمن بگذرد و ناگهان آنرا تبدیل به کومۀ خاکستر کند، صفات رذیله از قبیل حسد، بخل، قساوت قلب، شَرَه، جُبن و غیره را در وجود محبّ مىسوزاند و بر باد فنا مىدهد؛ و معلوم است که این است راه خدا و بس. یعنى سریعترین راه و بهترین و کاملترین و آسانترین راه وصول به مقصد است.
اتکاء بر عمل خود بدون عشق به اهل بیت انسان را به هلاکت خواهد انداخت
بخلاف آنکه انسان بدون عشق و محبّت آنان بخواهد این راه دور و دراز را به پاى خود و به اتّکاءِ عمل خود طى کند؛ هیهات که به مقصد برسد. هر روز که گامى جلو گذارد شوائب نفس امّاره و خواطر شیطانى، او را چند گام به عقب مىبرد، و دائماً مانند حمار طاحونه به دور خود مىچرخد؛ و کلَّما ازْدادَ سَیرُهُ لا یزِیدُ مِنَ اللَه إلّابُعدًا. عاقبة الأمر با تلاش بسیار و زحمت فراوان با دست تهى، غارت زده، سرمایه از دست رفته، با هزاران حسرت و ندامت، دنیا را ترک گفته و جان مىسپارد.
شدیدترین درجات گناه، توجّه و محبّت به اهل معاصى و دشمنان خداست
سابقاً ذکر شد که اُسّ و مُخّ دین و طىّ راه خدا، محبّت به خدا و منسوبین به اوست و لذا بهترین و سریعترین راه براى این مقصود تحصیل محبّت است. و به عکس شدیدترین درجات گناه، توجّه و محبّت به اهل معاصى و دشمنان خداست؛ چون محبّت به أفراد منحرف و ستمگر، اثر قساوت و شقاوت در دل می گذارد و دل را به نقش دل آنان منقّش می گرداند و بدین وسیله صفات و روحیات آنان در دل ظهور و به تَبَع آن، کردار و أعمال آنان در انسان پیدا می شود.

