اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل معنای خیر و شر به بیانی روان و شیوا

17٬150
گروه علمی
عقايد و کلام

عارف بلندپایه و حکیم بی بدیل حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه در سخنرانی های خویش که برای مردم بیان می ‌کردند گاه دقیق‌ترین معانی غامض حکمت و عرفان را به بیانی ساده و روان مطرح می نمودند، باشد که ناآشنایان به اصطلاحاتِ سنگین و فنی نیز با این حقایق آشنا شوند. در ذیل یکی از بیانات ایشان در خصوص مسئله خطیرِ خیر و شر تقدیم طالبان معارف و پویندگان حقیقت می‌گردد.

تحلیل معنای خیر و شر به بیانی روان و شیوا

26
  • خَرَجتُ وَ  اللَه کاظِمَةً، وَ عُدتُ رَاغِمَةً.

  • أضرَعتَ خَدَّک یومَ أضَعتَ حَدَّک، افتَرَستَ الذِئَابَ وَ افتَرَسَک الذُّبَابُ، مَا کفَفتَ قَائلًا، وَ لَا أغنَیتَ بَاطِلًا، وَ لَا خِیارَ لِى لَیتَنِى مِتُّ قَبلَ ذُلَّتِى، وَ تَوَفَّیتُ دوُنَ هَینَتِى.

  • عَذیرى وَ  اللَه فِیک حَامِیاً، وَ مِنک دَاعِیاً، وَیلَاىَ فِى کلِّ شَارِقٍ، مَاتَ العَمَدُ وَ وَهَنَ العَضُدُ شَکوَاىَ الى رَبِّى وَ عُدوَاىَ الَى أبِى.  اللَهمَّ أنتَ أشَدُّ قُوَّةً و أحَدُّ بَأساً وَ تَنکیلًا

  • اى پسر ابو طالب! مانند بچه در شکم مادر، دست و پاى خود را در خود جمع کرده‌اى! و مانند شخص متّهم در گوشۀ غرفه نشسته‌اى! شاه بال خودت را که همچون بالهاى قوّى باز شکارى بود شکستى! در نتیجه پرهاى نرمى که براى تو ماند، بتو وفا نکرد و کارگر نشد، و همچون مرغ بى بال و پرى که مورد هجوم پرندگان قوى واقع شود گرفتار شدى!

  • اینکه این پسر ابى قحافه، عطیۀ پدر مرا از من بقهر و غلبه ربوده، و معاش مختصر فرزند مرا گرفته است.

  • سوگند بخدا که در ستم با من بنهایت رسیده، و در دشمنى با من پافشارى کرده، تا بسرحدّیکه اولاد قیلة که انصار اوس و خزرج اند، از یارى من دریغ نمودند، و مهاجرین از اهتمام و رسیدگى بکار من خوددارى کردند، و جماعت مسلمانان به بى اعتنائى از من، از این جنایات چشم پوشیدند؛ نه کسى است که او را ممانعت کند، و نه کسیکه او را از ستم با من باز دارد.

  • سوگند بخدا که من با نهایت فرو بردن خشم خود به مسجد رهسپار شدم ولى پژمرده و افسرده بازگشتم.

  • چهرۀ خود را بذلّت و خوارى سپردى، آنروز که خود را از مقام و مرتبۀ خود ساقط کردى! گرگان درنده را شکار مى‌نمودى، و اینک مگس‌ها تو را شکار خود نمودند هیچ گوینده‌اى را از کلام نارواى خود بازنداشتى! و هیچ باطلى را دور ننمودى!

  • و اختیارى براى من نیست؛ و ایکاش قبل از آنکه پردۀ ذلّت مرا فرا گیرد، در کام مرگ فرو رفته بودم و پیش از این پستى و حقارت مرده بودم. سوگند بخدا که بازخواست کنندۀ من، در کار تو خداست که مرا حمایت مى‌کند و از تو پرسش مى‌نماید، اى واى بر من، از این حوادث ناگوار که وارد شده است. محّل اعتماد و اتکاى من از دنیا رخت بربست، و بازوى من سست شد، شکایت من بسوى پروردگار است، و مخاصمه از ظلم و ستمى که بر من وارد شده است بسوى پدرم.

/ 12