
اهمیت توجه به تاریخ و سیره رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم
تاریخ پیغمبر اکرم صلوات اللَه و سلامه علیه بهعنوان رهبر مذهب ما حائز اهمیّت است. تاریخ نه بهعنوان بازگو کردن حکایات و قصص تاریخی، بلکه بهعنوان عبرت و نتیجهگیری از جزئیات و تأسّی به خصوصیّات اخلاقی آن حضرت، و پیرویکردن از منویّات و رفتار ایشان باید تلقّی شود.
اهمیت توجه به تاریخ و سیره رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم
10علی علیه السلام گفت: أحْمَدُ اللَه عَلَی مَا أتَاتِی؛ وَ أسْألُهُ الشُّکرَ عَلَی مَا أوْلَانِی؛ وَ أنْ یزِیدَنِی مِمَّا أعْطَانِی.
«بر آنچه خداوند به من داده است، حمد او را به جای میآورم؛ و بر نعمتی که به من داده است؛ از او میخواهم که شکر او را بگزارم؛ و نیز میخواهم از آنچه به من عنایت فرموده است؛ زیادتر مرحمت نماید.»
این خبر را نیز صاحب «حِلْیه» آورده است.
خبر دوازدهم: مَنْ سَرَّهُ أنْ یحْیا حَیاتِی وَ یمُوتَ مَمَاتِی وَ یسْکنَ جَنَّةَ عَدْنٍ التَّتِی غَرَسَهَا رَبِّی فَلْیوالِ عَلِیا مِنْ بَعْدِی؛ وَلْیوالِ وَلِیهُ؛ وَلیقْتَدِ بِالائِمَّةِ مِنْ بَعْدِی؛ فَإنَّهُمْ عِتْرَتِی، خُلِقُوا مِنْ طِینَتِی، وَ رُزِقُوا فَهْمًا وَ عِلْمًا. فَوَیلٌ لِلْمُکذِّبِینَ مِنْ اُمَّتِی! الْقَاطِعِینَ فِیهِمْ صِلَتی؛ لَا أَنَالَهُمُ اللَه شَفَاعَتِی!
«کسی که شاد و مسرور میشود که مانند زندگی من زیست کند؛ و مانند مردن من بمیرد؛ و در بهشت عدن که پروردگارِ من آنرا کاشته است، ساکن گردد؛ باید ولایت علی را پس از من داشته باشد؛ و باید ولایت ولی او را نیز داشته باشد! و به إمامان بعد از من إقتدا کند! زیرا ایشان، عترت من هستند؛ از سرشت من آفریده شدهاند؛ و فهم و علم به ایشان روزی داده شده است. پس ای وای بر تکذیب کنندگان آنها از امّت من، که دربارۀ آنها صِلۀ مرا قطع کردند؛ و خداوند شفاعت مرا نصیب آنان نمیگرداند.»
این حدیث را همچنین صاحب «حِلْیه» ذکر کرده است.
خبر سیزدهم: رسول خدا صلّی اللَه علیه وآله وسلّم، خالد بن ولید را به سَرِیه ای فرستاد. (جهاد در راه خدا در زمان رسول خدا که خود آن حضرت در آن شرکت نداشتند) و علی علیه السّلام را نیز به سِرَیة دگری گسیل داشت؛ و هر دوی این سَریهها در یمن بودند. و به آن دو نفر گفتند:
إنِ اجْتَمَعْتُمَا فَعَلِی عَلَی النَّاسِ؛ وَ إنِ افْتَرَقْتُمَا فَکلُّ وَاحِدٍ مِنْکمَا عَلَی جُنْدِهِ.
«اگر احیاناً در مکانی شما هر دو گروه با هم یک جا گرد آمدید؛ باید علی رئیس باشد؛ و در نماز امام هر دو دسته شود؛ و اگر از هم جدا بودید؛ هر کدام شما بر لشگر خودش امامت میکند.»
