
اهمیت توجه به تاریخ و سیره رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم
تاریخ پیغمبر اکرم صلوات اللَه و سلامه علیه بهعنوان رهبر مذهب ما حائز اهمیّت است. تاریخ نه بهعنوان بازگو کردن حکایات و قصص تاریخی، بلکه بهعنوان عبرت و نتیجهگیری از جزئیات و تأسّی به خصوصیّات اخلاقی آن حضرت، و پیرویکردن از منویّات و رفتار ایشان باید تلقّی شود.
اهمیت توجه به تاریخ و سیره رسول اللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم
7«حقّاً خداوند بواسطۀ شما همگی، بر فرشتگان خود مباهات کرد؛ و شما همگی را مورد غفران و آمرزش خود نمود. و بواسطۀ علی به خصوص بر فرشتگان مباهات کرد؛ و او را به خصوصه مورد غفران خود کرد. من راجع به علی گفتاری را برای شما میگویم! و این گفتار بر اثر انتصار و جانبداری و مزیت اختصاصی نیست که خویشاوندی و قرابت من با علی اقتضا کرده باشد: خوشبخت به تمام معنی، و خوشبخت که انواع سعادتها را در خود مجتمع ببیند، و خوشبخت که آن حقّ خوشبختی و واقعیت و حقیقت معنای آن در او متحقّق باشد؛ کسی است که علی را در زمان حیات علی و پس از مرگ او دوست داشته باشد.»
این حدیث را أبوعبداللَه أحمد بن حَنْبل در کتاب «فضائل علی علیه السّلام» ذکر کرده است؛ و در «مُسْنَد» نیز آورده است.
خبر هشتم: روایتی است که أحمد بن حَنْبَل در دو کتاب مذکور آورده است که:
أنَا أوَّلُ مَنْ یدْعَی بِهِ یوْمَ الْقِیـٰمَةِ؛ فَأقُومُ عَنْ یمِینِ الْعَرْشِ فِی ظِلِّهِ؛ ثُمَّ أکسَی حُلَّةً. ثُمَّ یدْعَی بِالنَّبِیینَ بَعْضِهِمْ عَلَی اثَرِ بَعْضٍ. فَیقُومُونَ عَنْ یمِینِ الْعَرْشِ؛ وَ یکسَوْنَ حُلَلاً؛ ثُمَّ یدْعَی بِعَلِی بْنِ أبیطالبٍ لِقَرَابَتِهِ مِنِّی وَ مَنْزِلَتِهِ عِنْدِی؛ وَ یدْفَعُ إلَیهِ لِوَائی لِوَاءَ الْحَمْدِ؛ ءَادَمُ وَمَنْ دُونَهُ تَحْتَ ذَلِک اللِّوٓاءِ.
ثُمَّ قَالَ لِعَلِی: فَتَسِیرُ بِهِ حَتَّی تَقِفَ بَینِی وَ بَینَ إبراهِیمَ الْخَلِیلِ؛ ثُمَّ تُکسَی
حُلَّةً وَ ینَادِی مُنَادٍ مِنَ الْعَرْشِ: نِعْمَ الْعَبْدُ أبُوک إبْرَاهِیمُ! وَ نِعْمَ الاخُ أخُوک عَلِی! أبْشِرْ فَإنَّک تُدْعَی إذَا دُعِیتُ؛ وَ تُکسَی إذَا کسِیتُ، وَ تَحْیا إذَا حَییتُ!
«من اوّلین کسی هستم که در روز قیامت خوانده میشوم؛ و در طرف راست عرش خداوند، در سایۀ عرش میایستم. و پس از آن در برم حُلّۀ بهشتی پوشانیده میشود. و سپس پیغمبران بعضی از آنها به دنبال بعضی دیگر خوانده میشوند؛ و آنها هم در جانب راست عرش میایستند؛ و در بر آنها حُلّههای بهشتی پوشانیده میشود. و سپس علی بن أبیطالب به جهت قرابتی که با من دارد، و منزلت و مقامی که در نزد من دارد خوانده میشود؛ و لواء من که لواء حمد است به دست او داده میشود.
