ضرورت مطالعه مثنوی معنوی
ضرورت مطالعه مثنوی معنوی2
4گرايش به عالم معنا نه تنها در ميان پيروان اديان گذشته چون يهود و نصارى و ساير ملل و نِحَل، حتّى غير معتقدين به هيچ مرام و مكتبى رواج يافته است، بلكه اين مسئله به طرز شگفتآورى در ميان مسلمين - چه از عامّه و چه از شيعه - به ظهور پيوسته است. التفات و توجّه تامِّ متصدّيان و زمامدارانِ شرع صرفاً به رعايت ظاهرىِ احكام و تكاليف و عدم عنايت به حقيقت و اصل و محورِ شريعت كه همان عرفان الهى و ظهور تجلّى توحيد در نفس سالك إلى الله، و بلكه ردّ و رفض و انكار اين حقايق متعاليه توسّط بسيارى از علما و فقهاى تاريخ، موجب ظهور و بروز نياز واقعى و فطرى مسلمين به سوى ادراك حقايق توحيدى و معارف ربوبى به نحو شهود و علم حضورى و وجدانى گرديده است.
توجّه به معنويّت و گرايش به حقايق ماوراءِ مادّه و عالم طبع گرچه به عنوان حركتى ممدوح بهسمت ارزش ها و كمالات روحى و معنوى مى باشد، و از اين نقطۀ نظر حائز اهميّت و دقّت است؛ ولى بايد توجّه داشت كه همانطور كه انسان از حيثيّت وجودى داراى مراتب مادّه و صورت و معنا و تجرّدِ تام مىباشد، سير صعودى او و ارتقاء به عالم معنا نيز به همين كيفيّت و سير مى باشد.
تحريف معناى معنویت و عرفان در استعمال امروزى
امروزه به هر مرتبه از مراتب روحى و نفسى انسان، عالم معنا و باطن و حقيقت گفته مى شود مثلًا افرادى كه از حوادث و پديدههاى آينده خبر مىدهند - گرچه صحيح باشد - از نظر مردم و عوام، به اوصاف ملكوتى و كمالات تجرّدى متّصف مى گردند، و رتبۀ آنان مافوق مراتب بشرى و ممتاز از سايرين قرار داده مى شود. و يا افرادى كه به انجام امورِ غير عادى دست مى زنند، در ديدگاه مردمِ عوام به قدرتى مافوق بشرى و مرحله اى عالى از عوالم وجود دست يافته اند؛ درحالىكه تمام اين امور و افعالِ خارق عادت، از ديدگاه اهل فن و توحيد و صاحبانِ كمالات عاليه، پشيزى ارزش ندارد و بازيچه اى بيش نيست. زيرا نفس بهواسطه رياضات و مراقبات ويژه اى مى تواند به اينگونه فعليّت ها كه در مرتبه مثال متّصلِ1 خود قرار دارد دست يابد، مانند خوابى كه فردى مىبيند و حوادثى براى او منكشف مىشود؛ و چه بسا وصول به اين مطالب از طريقِ غير صحيح و خلافِ رضاى الهى صورت پذيرد. و چه بسيارند افرادى كه به هيچ شريعت از شرايع الهى معتقد نمى باشند، ولى بهواسطه إعمالِ برخى رياضات و مجاهدتهاى نفسانى توانستهاند نفس خود را قدرى قوّت بخشند، و بهواسطه تسخير و سيطره اجمالى بر عالم مثال، مادّه را در تصرّف و انقياد خود درآورند. اطّلاع بر برخى مغيبات و احضار اشياءِ مخفيّه و حركت به طور غير متعارف و تصرّف در اذهان و نفوس مردمِ عوام و انجام امور غير عادى، مسائلى است كه هم از ملتزمين به شرايع الهى متمشّى مىشود و هم از بتپرستان و گاوپرستان و ساير فِرَقِ ضالّه و رابطين با شياطين و اجنّه و نفوسِ خبيثه.2
- . جهت اطّلاع بيشتر پيرامون مرتبه مثال متّصل، رجوع شود به معاد شناسى، ج ٢، ص ١٥٩.
- . جهت اطّلاع بيشتر پيرامون مسئله فوق رجوع شود به روح مجرّد، ص ٦٢٥.

