اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عدم تنافی علم ائمه علیهم السلام به زمان و مکان شهادت خود با مفاد آیه «ولاتلقو بأیدیکم الی التهلکة»

15٬809
عقايد و کلام

عدم تنافی علم ائمه علیهم السلام به زمان و مکان شهادت خود با مفاد آیه «ولاتلقو بأیدیکم الی التهلکة»

7
  • من در این هنگام قدری مکدّر و اندوهگین شدم و از بیان این مطالب محزون گشتم، ایشان که متوجّه حالت من شدند رو به من کردند و درحالیکه روی تخت تقریباً خوابیده بودند فرمودند:

  • آقای سید محمّد محسن از این مطالب ناراحت شدی، تو نمی‌دانی من الآن چقدر خوشم و در چه نشاطی بسر می‌برم و درحالیکه دستشان را به سمت جلو دراز کرده بودند دوباره فرمودند: آقاجان من خوشم و این کلمه را قدری کشیدند به طوری که کاملاً آثار سرور و بهجت و انبساط از وجنات ایشان مانند آفتاب هویدا بود. و این بنده حقیر هنوز پس از گذشت هجده سال از آن واقعه لذّت و حلاوت آن حالت را از یاد و خاطر نبرده‌ام.

  • آری این‌ چنین است حال و هوای عرفاء باللَه و اولیای الهی که برای حرکت به سوی دار بقاء لحظه ‌شماری می‌کنند و پیک رحیل را در رسیدن لحظه موعود چون شهد و عسل در جان شیرین قرار می‌دهند و چون معشوق دیرین به سینه می‌فشرند تا هر چه زودتر اوقات فراق به لحظات روح بخش وصال مبدّل گردد.

  • أمیرالمؤمنین علیه السّلام نه تنها از واقعه شب نوزدهم مطّلع بود و آن را برای بسیاری از اصحاب و اقرباء خود بیان کرده بود بلکه خود پیش‌‌آپیش آن حادثه به استقبال آن می‌رفت و آن را به سمت خود هدایت می‌نمود.1 او با آنکه قاتل خود را می‌شناسد و می‌داند که چه در زیر عبای خود پنهان کرده است به مسجد می‌آید و او را که به رو به زمین خوابیده است برای اداء نماز از خواب بیدار می‌کند و به او می‌گوید وقت نماز است برخیز که می‌دانم چه چیزی در زیر عبای خود پنهان کرده‌ای و چه نیّتی در سر داری که از انجام آن آسمان‌ها و زمین به لرزه در می‌آید و قاتل خود را از خواب بیدار می‌کند و به احدی از اصحاب نمی‌گوید که این شخص قاتل من است او را بگیرید و حبس کنید و بکشید، چرا؟ چون او مجری مشیّت و اراده الهی است نه فرار کننده از قضاء و تقدیر او. و این است معجزۀ علیّ بن أبی‌طالب.2 

    1. الخصال، ج ٢، ص ٣٦٥: أتَی رَأسُ الیَهودِ عَلی بنَ أبی طالِبٍ علیه السّلام عِندَ مُنصَرَفِهِ مِن وَقعَةِ النَّهرَوانِ و هو جالِسٌ فی مَسجِدِ الکوفَةِ فَقالَ: یا أمیرَالمُؤمِنینَ إنّی اُریدُ أن أسألَکَ عَن أشیاءَ لا یَعلَمُها إلاّ نَبی أو وَصی نَبی قالَ سَل عَمّا بَدا لَکَ یا أخا الیَهودِ (الی ان قال ص ٣٨٢) فَقالَ علیه السّلام قَد وَفَیتُ سَبعًا و سَبعًا یا أخا الیَهودِ و بَقیت الاُخرَی و اوشِکُ بِها فَکانَ قَد فَبَکَی أصحابُ عَلی علیه السّلام و بَکَی رَأسُ الیَهودِ و قالوا یا أمیرَالمُؤمِنینَ أخبِرنا بِالاُخرَی فَقالَ الاُخرَی أن تُخضَبَ هَذِهِ و أومَأ بیدِهِ إلَی لِحیَتِهِ مِن هَذِهِ و أومَأ بیدِهِ إلَی هامَتِهِ قالَ و ارتَفَعَت أصواتُ النّاسِ فی المَسجِدِ الجامِعِ بِالضَّجَّةِ و البُکاءِ حَتَّی لَم یَبقَ بِالکوفَةِ دارٌ إلاّ خَرَجَ أهلُها فَزِعًا و أسلَمَ رَأسُ الیَهودِ عَلَی یَدَی عَلی علیه السّلام مِن ساعَتِهِ و لَم یَزَل مُقیمًا حَتَّی قُتِلَ أمیرُالمُؤمِنینَ علیه السّلام و اُخِذَ ابنُ مُلجَمٍ لَعَنَهُ اللهُ فَأقبَلَ رَأسُ الیَهودِ حَتَّی وَقَفَ عَلَی الحَسَنِ علیه السّلام و النّاسُ حَولَهُ و ابنُ مُلجَمٍ لَعَنَهُ اللهُ بَینَ یَدَیهِ فَقالَ لَهُ یا أبا مُحَمَّدٍ اقتُلهُ قَتَلَهُ اللهُ فَإنّی رَأیتُ فی الکُتُبِ الَّتی اُنزِلَت عَلَی موسَی علیه السّلام أنَّ هَذا أعظَمُ عِندَ اللهِ عَزَّوجَلَّ جُرمًا مِنِ ابنِ آدَمَ قاتِلِ أخیهِ و مِنَ القُدارِ عاقِرِ ناقَةِ ثَمودَ.
      و نیز بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ١٩٤ از کنز الفوائد و العدد القویه؛ و صفحات ١٩٦، ٢٧٥، ٢٨٠، ٢٨١، ملاحظه شود.
    2. بحار الأنوار، ج ٥، ص ١١٤ و ١١٥: ٤٤ ـ فس، [تفسیر القمی‌] مُحَمَّدُ بنُ جَعفَرٍ عَن مُحَمَّدِ بنِ أحمَدَ عَن أحمَدَ بنِ مُحَمَّدٍ السَّیّاری عَن فُلانٍ عَن أبی‌الحَسَنِ علیه السّلام قالَ: إنَّ اللهَ جَعَلَ قُلوبَ الأئِمَّةِ مَورِدًا لإرادَتِهِ فَإذا شاءَ اللهُ شَیئًا شاءوهُ و هو قَولُهُ و ما تشآؤون إلّآ أن یَشآءَ آللهُ رَبّ آلعالَمین٤٥ ـ فس، [تفسیر القمی‌] جَعفَرُ بنُ أحمَدَ عَن عَبدِ اللهِ بنِ موسَی عَنِ ابنِ البَطائِنی عَن أبیهِ‌ عَن أبی بَصیرٍ عَن أبی‌عَبدِاللهِ علیه السّلام قالَ: قُلتُ لَهُ قَولُهُ تَعالَی و ما تَشاؤُنَ إلاّ أن یَشاءَ اللهُ رَبُّ العالَمینَ قالَ لأنَّ المَشیةَ إلَیهِ تَبارَکَ و تَعالَی لا إلَی النّاسِ.
/