اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

متن كامل روايت عُنوان بصري با ترجمه آن

مهمترين دستور مرحوم قاضي

0

مرحوم آقاي قاضي براى گذشتن از نفس امّاره، به شاگردان خود روايت عنوان بصرى را دستور ميدادند تا آنرا بنويسند و بدان عمل كنند. اين روايت حاوى مطالب جامعى است در بيان كيفيّت معاشرت و خلوت، و كيفيّت ومقدار غذا، و كيفيّت تحصيل علم، و كيفيّت حِلم و مقدار شكيبائى در برابر گفتار هرزه گويان، و بالاخره مقام عبوديّت، و تسليم، و رضا، و وصول به أعلى ذِروه عرفان وقلّه توحيد است.

متن كامل روايت عُنوان بصري با ترجمه آن

4
  • فَلَمَّا حَضَرْتُ بَابَ دَارِهِ اسْتَأذَنْتُ عَلَیهِ، فَخَرَجَ خَادِمٌ لَهُ فَقَالَ:

  • مَا حَاجَتُک ؟!

  • فَقُلْتُ: السَّلاَمُ عَلَی الشَّرِیفِ. 

  • فَقَالَ: هُوَ قَآئِمٌ فِی مُصَلاَّهُ. فَجَلَسْتُ بِحِذَآءِ بَابِهِ. فَمَا لَبِثْتُ إلاَّ یسِیـرًا  إذْ خَرَجَ خَادِمٌ فَقَالَ: ا دْخُلْ عَلَی بَرَکةِ اللَه. فَدَخَلْتُ وَ سَلَّمْتُ عَلَیهِ. فَرَدَّ السَّلاَمَ وَ قَالَ: اجْلِسْ ! غَفَرَ اللَه لَک ! 

  •  «پس چون به درِ خانه حضرت رسیدم، اذن دخول خواستم برای زیارت و دیدار حضرت. در اینحال خادمی‌ از حضرت بیرون آمد و گفت: چه حاجت  داری ؟!

  • گفتم: سلام کنم بر شریف.

  • خادم گفت: او در محلّ نماز خویش به نماز ایستاده است. پس من مقابلدرِ منزل حضرت نشستم. در اینحال فقط به مقدار مختصری درنگ نمودم کهخادمی‌ آمد و گفت: به درون بیا تو بر برکت خداوندی (که به تو عنایت کند). من داخل شدم و بر حضرت سلام نمودم. حضرت سلام مرا پاسخ گفتند و

  • فرمودند: بنشین ! خداوندت بیامرزد!»

  • فَجَلَسْتُ، فَأطْرَقَ مَلِیا، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ، وَ قَالَ: أبُو مَنْ ؟!

  • قُلْتُ: أبُو عَبْدِاللَه !

  • قَالَ: ثَبَّتَ اللَه کنْیتَک وَ وَفَّقَک یا أبَا عَبْدِاللَه ! مَا مَسْألَتُک ؟!

  • فَقُلْتُ فِی نَفْسِی: لَوْ لَمْ یکنْ لِی مِنْ زِیارَتِهِ وَ التَّسْلِیمِ غَیرُ هَذَا الدُّعَآءِلَکانَ کثِیـرًا.

  • «پس من نشستم، و حضرت قدری به حال تفکر سر به زیر انداختند وسپس سر خود را بلند نمودند و گفتند: کنیه‌ات چیست ؟!

  • گفتم: أبو عبداللَه ( پدر بنده خدا )

  • حضرت گفتند: خداوند کنیه‌ات را ثابت گرداند و تو را موفّق بدارد ایأبو عبداللَه ! حاجتت چیست ؟!

  • مـن در ایـن لحظه با خود گفتم: اگر برای من از این دیـدار و سلامی‌ کـه برحضرت کردم غیر از همین دعای حضرت هیچ چیز دگری نباشد، هر آینه بسیار است.»

  • ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ ثُمَّ قَالَ: مَا مَسْألَتُک ؟!

  • فَقُلْتُ: سَألْتُ اللَه أنْ یعْطِفَ قَلْبَک عَلَی، وَ یرْزُقَنِی مِنْ عِلْمِک. وَأ رْجُو أنَّ اللَه تَعَالَی أجَابَنِی فِی الشَّریفِ مَا سَألْتُهُ 

  • فَقَالَ: یا أبَا عَبْدِاللَه !‌ لَیسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ؛ إنَّمَا هُوَ نُورٌ یقَعُ فِی قَلْبِمَنْ یرِیدُ اللَه تَبَارَک وَ تَعَالَی أنْ یهْدِیهُ. فَإنْ أ رَدْتَ الْعِلْمَ فَاطْلُبْ أوَّلاً فِینَـفْسِک حَقِیـقَةَ الْعُبُودِیـَّةِ، وَ اطْلُبِ الْعِلْمَ بِـاسْتـِعْمَالِهِ، وَ اسْـتَـفْـهِمِ اللَه یفْهِمْک!