
چگونه ائمه اطهار با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه به خود نسبت گناه می دهند
چگونه ائمه اطهار با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه به خود نسبت گناه می دهند
13حضرت مولانا سیّد هاشم حدّاد ـ رضوان اللَه علیه ـ در جایی میفرماید:
هزار معجزۀ ظاهری به اندازۀ یکی از مطالب و مسائل ما نمیرسد.
و در مقام و منزلت بشری و ذلّت خود میفرماید:
وقتی به خود مینگرم، میبینم خدای متعال از من رو سیاهتر در تمام کرۀ زمین کسی را نیافریده است.
و هر دوی این حالات صحیح است، و هر دو به حقّ و حقِّ واقعیّت است.
امیرمؤمنان علیه السّلام در مرتبۀ ظهور ولایت و تجلّی مشیّت قاهره، خود را قسیم الجنّة و النّار برمیشمرد و با احاطه به تمام عالم وجود ندای سَلونی قَبلَ أن تَفقِدونی1 بر میآورد؛ و درمقام تضرّع و خشوع و نگرش عبودیّت، مناجات مسجد کوفه را سر میدهد.
بنابراین نباید چنین تصوّر کرد که معصومین علیهم السّلام این عبارات را صرفاً جهت تربیت وتعلیم ما بر زبان آوردهاند، بلکه آنها واقعاً و حقیقتاً به معنا و مفهوم این تعابیر رسیدهاند و از روی واقع این کلمات را ادا میکنند، و بلکه از همۀ افراد بشر بیشتر و بهتر و رساتر به این مفاهیم دسترسی یافتهاند.
وقتی امام سجّاد علیه السّلام به خداوند عرض میکند:
«من آن کسی هستم که برای گناهان کبیره متوسّل به رشوه شدهام»،2 واقعاً خود را در یکچنین وضعی احساس میکند و با خدا شوخی نمیکند و شکسته نفسی نمینماید؛ زیرا مقامعرض با پروردگار شوخی و شکسته نفسی برنمیدارد، تعارف برنمیتابد؛ مقام، مقام عرضحقایق و واقعیّات است، نه مقام مجاز و استعارات. امام علیه السّلام که با خدا رودربایستی ندارد.این واقعیّت را همچنانکه ما بالعیان در حالات و نفسانیّات خود مشاهده میکنیم، همینطور امامعلیه السّلام مشاهده و احساس میکند.
و لذا خدای متعال در داستان حضرت یوسف میفرماید: وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَرَبِّهِ3 ؛یعنی اگر آن حقیقت معصیت را که ظلمت و آتش و ابتعاد از حقّ است نمیدید، قطعاً بهاین عمل زشت اقدام مینمود. پس حضرت یوسف علیه السّلام دقیقاً به این فقرات حضرت سجادعلیه السّلام واقف است، و کاملاً به مفهوم و مَغزای آن رسیده است و با تمام وجود صحّت و واقعیّت آن را احساس میکند.
- الأمالی للصدوق، ص ١٣٣ و ٣٤١ و ٣٤٣.
- الإقبال، ص ٧١: «أنا الّذی أعطیتُ علی المَعاصی جَلیلَ [معاصی الجَلیلِ] الرُّشا.»
- سوره یوسف (١٢) صدر آیه ٢٤.
