استمرار آثار روزه
12هنوز هم در گوشه وکنار دنیا همین حرفها هست. شخص سنش به هفتاد سال رسیده، ولی در همین تخیلات غوطه ور است، شب چهارشنبه که می شود آتش روشن کنند و بپرند و بیایند و بگویند ... .
احیای سنن قدیم غیر از اسراف و مواجهه با انواع خطرات و مهالک و ایجاد ناامنی و اضطرابی که هم اکنون داریم می بینیم و دیدیم که از یک ملت با فرهنگ بسیار بسیار بعید است و بیشتر به یک ملت وحشی و بی تربیت و بی ادب و بی فرهنگ شباهت دارد چه فایده ای برای ما حاصل می شود. آن وقت درست است که ما بیاییم به این مسائل افتخار کنیم و اینها را به عنوان پاس داشتن و احیاء سنن گذشتگان به حساب بیاوریم. همه اینها خیالات و توهمات است.
عاشورا خود حکایت کننده از ماه قمری است
در اسلام ماه، ماه قمری است به ماه شمسی کار ندارد. سیدالشهدا هر روزی که از سال شمسی شهید شده ما باید بر اساس سال قمری حساب کنیم. حال اگر فرض کنیم که قضیه عاشورا (همانطور که بعضی محاسبه کرده اند)در فصل گرما اتفاق افتاده باشد، و ما بیاییم و بگوییم حالا که سیدالشهدا در روز عاشورا در فلان روز از ماههای شمسی شهید شده اند ما بیاییم عزاداری خود را بر تاریخ شمسی انجام دهیم . این جور در نمی آید، درست نیست، رسم ائمه بر این نبوده که روز عاشورا را در ماههای شمسی بگیرند عاشورا خودش حکایت کننده از ماه قمری است، محرم، صفر، اینها همه ماه قمری هستند. ولادت ائمه همه منطبق با ماههای قمری است نه ماههای شمسی. ما در تاریخ اسلام ارزشی را بر ماههای شمسی نداریم همه بر ماه قمری است.
بنابراین با دخول هلال جدید شهر جدید و ماه جدید متولد می شود و دخول هلال بیانگر اول غروب است. پس اول غروب مال روز قبل است یا مال فردا است؟ مال فردا است. بر این اساس کیفیت نزول مسائل معنوی و مقادیر الهی برای افراد از اول غروب است، یعنی؛ اگر انسان سرنوشت فردای خود را سرنوشت خوبی قرار بدهد باید از اول غروب مواظب باشد حرف بیجا نزند، سخن بیجا نگوید. حالا ما هر چه کردیم کردیم صبح بلند می شویم از اول طلوع فجرنماز صبح را خواندیم و روز را شروع کنیم، نه این طور نیست، آنچه را که به عنوان رزق معنوی برای انسان در بین الطلوعین نازل می شود، از اول غروب آفتاب است. مثل اینکه شما می خواهید یک هدیه ای برای رفیقتان ببرید مثلا سه کیلو سیب گرفته اید و به طرف منزل رفیقتان حرکت می کنید، در مسیر یکی از دوستان را می بینید ویک سیب به او می دهید، به فقیری می رسید یکی به او می دهید،به رفیق دیگر می رسید یکی به او می دهید.هنگامی که به درب منزل رفیقتان می رسید می بینید ٢ تا سیب بیشتر باقی نمانده است. یا اینکه فرض کنید از مغازه دو کیلو شکر برای منزل خودش می خرد، اما متوجّه نیست این حرکتی که انجام می دهد باعث پارگی این ظرف می شود و کم کم این شکرها می ریزد و بر اساس حرکتهایی که می کند، این میزان ریختگی کم و زیاد می شود وقتی به منزل می رسد، می بیند نیم کیلو از بین رفته است یا نیم کیلو از آن باقی مانده است.

