استمرار آثار روزه
15با توجه به مطالبی که عرض شد در ماه مبارک رمضان یک ویژگی خاصی هست که به واسطه آن ویژگی انسان حال و هوای خود را متفاوت می بیند، حالش فرق می کند و مطلب تفاوت دارد. احساس می کند این ماه با ماههای قبل فرق می کند، وضعیت او در این ماه یک وضعیت دیگری است. این احساس عبارت است از: پذیرایی پروردگار.
انسان باید به این پذیرایی ارزش بدهد و او را پاس بدارد، به او قیمت بدهد واز او باید پذیرایی کند. بزرگان در تعابیر خود می فرمایند: بارقه های الهی و جاذبه های الهی که بر قلب انسان نازل می شود و حال و هوای انسان را تغییر می دهد، میهمانانی هستند که به عنوان پیک از جانب پروردگار بر منزل قلب ما نازل شده اند؛ این میهمان را باید گرامی داشت و از او باید پذیرایی کرد و اگر انسان آنرا نگه ندارد، آن میهمان از بین میرود و از منزل بیرون می آید.
ملاقات سیدبن طاووس با امام زمان علیه السلام و تذکر حضرت به ایشان درباره احترام به میهمان
از جمله افرادی که ارتباط او با امام زمان مسلم الثبوت است و کسی در این مساله شکی ندارد، مرحوم سیدابن طاووس است. مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: یک وقتی یک نفر از جانب حضرت برای ایشان نامه ای آورده بود .سید ابن طاووس در را باز می کند و او را در منزل احترام کرده و مقدمش را گرامی میدارد. وبعد آن نامه را می گیرد وبه دنبال کار خودش می رود. آن میهمان درآنجا می ماند. شب برای او غذا می برد و دوباره به اتاق خود بر می گردد و به کارهای دیگرش می رسد. یک مرتبه نیمه های شب می بیند،حال و هوایش تفاوت کرده و دیگر مثل سابق نیست و مسئله اش فرق کرده است. حالِ نماز ندارد، حال دعا ندارد، حالت قبض پیدا کرده است. آن ارتباط سابق دیگر نیست. ناگهان مضطرب و پشیمان شده و به حضرت متوسل می شود. حضرت به او می گویند: که چرا از پیک ما به این نحو پذیرایی کردید؟این شخص که فرستاده ما و از ناحیه ما بود باید اینطور از او پذیرایی کنی؟ و مثلا میوه جلویش بگذاری وخودت بروی و یا اینکه به او بگویی شما فعلا میل بفرمایید و تغییر ذائقه ایی بدهید، بعد خودت بلند شوی بروی به سراغ کارهایت، این روش درست نیست. سید همان لحظه بلند می شود و پیش آن میهمان می رود می بیند ایشان دارد نماز می خواند می افتد روی دست و پایش و هر چی او می پرسد چه شده، سید چیزی نمی گوید. صحبت در آن مقصد و منبع و مبدأ است که چرا تو این طور برخورد کردی. خلاصه در آن مدتی که با او بوده تمام اوقات خودش را در خدمت با او قرار می دهد. بعد دیگر از او می گذرند و قبول می کنند.

