دو راه در پیش روی انسان
3«هيچ حقيقت و واقعيّتي در پي اين دنيا و لذّات آن وجود ندارد، در اينجا زاده شده و در همين جا به خاك سپرده ميشويم و ديگر خبري از برانگيخته شدن و به عاقبت و جزاي كردار دنيا در دنياي اخروي رسيدن نميباشد.»
امّا جالب اينكه همين افراد هنگام فراغت بال و در درون ناآگاه خويش و در خلوت دور از هياهوهاي سرگرمكننده و ويرانگر و چه بسا در مواقع عُسر و سختي و يا بيماري و گرفتاري با رجوع به نهانخانۀ دل توجّه و التفاتي به همان حقائق و روابط فراموش شده مينمايند و خود را در مواجهه و رو در روئي با آنها ناگزير مييابند و هيچ مفرّي را براي نهان ساختن آنها نميبينند و چارهاي جز تسليم و خضوع در برابر خداي لايزال و مبدأ وجود احساس نميكنند.
آيات شريفه قرآن كريم در اين باره به شرح حال اهل دنيا پرداخته و پرده از اين كش و قوس در حالات درون و نفس آدمي بر ميدارد:
﴿وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ * فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَه مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ * لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُون﴾.1
«اين زندگاني دنيا چيزي جز سرگرمي به كارهاي بيهوده و بچهگانه نيست و زندگاني حقيقي و انبساط روح و نشاط واقعي در عالم آخرت است، اگر اينها ميدانستند و به آن حقيقت دست مييافتند. اين مردم چنيناند كه هرگاه بر كشتي سوار شوند و در دل درياها به حركت درآيند خدا را با تمام وجود و خالصانه ميخوانند و از او براي رسيدن به مقصد استمداد مينمايند و آنگاه كه به سلامت به خشكي رسيدند به تمام آن خواستها و حالات و توجّهات پشت پا زده يكسره به خدا شرك ميآورند تو گوئي اصلاً خدائي و نيروي لايزالي و حقيقت غيبي وجود نداشته است!
- سوره العنکبوت (٢٩) آیات ٦٤ الی ٦٦.

