سير و سلوك افراد در اديان و مذاهب مختلفه
3این افراد را خداوند دستگیری میفرماید ؛ و از مراتب و درجات ، از راه همان ولایت تكوینیه كه خودشان هم مطّلع نیستند عبور میدهد ، و بالأخره وارد در حرم الهی و حریم كبریائی میگردند و فناء در ذات حقّ را پیدا مینمایند. و چون دانستیم كه : حقّ واحد است ، و راه او مستقیم و شریعت او صحیح است ؛این افراد مستضعف كه غرض و مرضی ندارند ، خودشان در طی طریق و یا در نهایت آن ، به حقیقت توحید و اسلام و تشیع میرسند و درمییابند . زیراكه وصول به توحید بدون اسلام محال است ، و اسلام بدون تشیع مفهومی بیش نیست و حقیقتی ندارد .
اینانند كه با نور كشف و شهود درمییابند كه : ولایت متن نبوّت است ، و نبوّت و ولایت راه و طریق توحید است . فلهذا اگر هزار قَسم و یا دلیل هم برای آنان اقامه كنند كه : علی علیهالسّلام خلیفه رسول خدا نبود ، و پیغمبر برای خود خلیفهای را معین نكرد و وصیی را قرار نداد ، قبول نمیكنند و نمیتوانند قبول كنند ؛ چون كه در برابر خود ، خدا را و جمیع حقائق را بالشُّهود و العَیان نه بالْخَبَرو السَّماع ادراك میكنند .
كسی كه خدا را یافت همه چیز را یافته است ، در این صورت آیا متصوّر است كه به توحید برسد و نبوّت و ولایت را كه حقیقت و عین آنند نیابد؟! اینامر، امر معقول نیست .
بنابراین ، جمیع عرفای غیر اسلام و یا عرفای مسلمان غیر شیعه كهنامشان در تواریخ مسطور است ؛ یا در باطن مسلمان و شیعه بودهاند ، غایة الأمر بواسطه عدم مساعدت محیط بواسطه حكومتها و قضات جائره و عوامّ النّاسكالأنعام ـ كه چه بسیار از بزرگان از عرفا را بواسطه عدم كتمان سرّ و ابراز امور پنهانی ، به قتل و غارت و نهب و سوزاندن و به دار كشیدن محكوم كردهاند ـ از ابراز این حقیقت خودداری نمودهاند ، زیرا هیچ عاقلی كه بر خودش مطلب مكشوف شده است ، راضی ندارد آن را افشا كند و خود را طعمه سگان درنده و گرگان آدمیخوار قرار بدهد ؛ و یا به مقصد و مقصود نرسیدهاند و ادعای عرفان و وصول را دارند ، و با كشف امری ، خود را فرعون كرده ، مردم را به سجده خود فراخواندهاند .

