اهمیت مساله حج و فلسفه آن
18التزام به طاعات و تجنّب از معاصى بدون توجّه به خدا، مجوسيّت محضه است
آن بزرگ گفت: تِلْكَ مَجوسيَّةٌ مَحْضَةٌ؛ هَلّا أمَرَكُمْ بِالتَّبَتُّلِ إلَى اللَه وَ التَّوَجُّهِ إلَيْهِ بِرَفْضِ ما سِواهُ؟!
«اين كارها صرفاً آداب دين مجوس است (زردشتيها كه قائل به دو مبدأ خير و شرّ، و نور و ظلمتاند). چرا شما را امر نكرد تا يكسره به سوى خدا برويد، و توجّهتان به وى باشد؛ به فراموش كردن و دور ريختن ما سواى خدا؟!»
آقا جان من! شما چرا دين خدا را عوض مىكنيد؟! چرا شريعت را وارد پيچ و خم مىنمائيد؟! چرا مردم را از خدا مىبُريد و به اعمالشان سوق ميدهيد؟! مگر دين رسول اللَه دين آسان و راحت نيست؟! مگر نفرمود: بُعِثْتُ عَلَى شَرِيعَةٍ سَمْحَةٍ سَهْلَةٍ. «من بر شريعت بدون گير و بند، و شريعت قابل إغماض و گذشت، و شريعت آسان مبعوث شدهام.»؟! مگر رسول خدا و أئمّه نفرمودهاند: هر چيز، به هر شكل و صورت و در هر زمان و مكان طاهر است، مگر آنوقت كه علم يقينى به نجاست آن پيدا كنى؟!
شما مطلب را واژگون نمودهايد و ميگوئيد: همه چيزها نجس است تا ما علم يقينى به طهارت آن پيدا كنيم!
چرا دست از سر مردم بر نميداريد؟! چرا مردم را با پيغمبرشان و با دين سهل و سَمْحه و آسانشان رها نمىكنيد؟! چرا راه توجّه و انقطاع به خدا را مىبنديد؟! چرا بر روى باب مفتوح قفل ميزنيد؟!
همه مردم حجّ مىكنند، بايد از ميقات كه احرام مىبندند تا وقت تقصير و قربانى كه از احرام بيرون مىآيند توجّهشان به خدا باشد. غير از خدا نبينند و نشنوند، و ذهنشان يك لحظه از خدا منقطع نگردد. اعمال و رفتار را نبايد به نظر استقلالى نظر كرد. تكاليفى است از طواف و نماز و غيرهما كه طبعاً انجام داده مىشود؛ و در تمام اين اعمال بايد منظور خدا باشد، نه عمل. بايد فكر و انديشه به خدا باشد نه به صحّت و بطلان عمل. اين همان مجوسيّت محضه است كه خداوند واحد را مختفى نموده و دو خداى عمل خوب و عمل بد را بجاى آن نشانده است.

