اسباب شهادت امام رضا علیه السلام
3و فیء را بر شش قسمت نموده است، و خدای عزّوجلّ گفته است:
﴿وَ مَا أفَاءَ اللَه عَلَي رَسُولِهِ مِنْ أهْلِ الْقُرَي فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَي وَ الْيتَامَي وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِالسَّبِيلِ كَيلَايكُونَ دُولَةً بَينَ الاغْنِياءِ مِنْكُمْ﴾.1
صوفی گفت: به علت آنكه تو مرا منع كردی در حالی كه من ابنالسَّبیل میباشم، در راه واماندهام، و مسكین هستم، چیزی ندارم و از حَمَلۀ قرآن كریم هستم!2
مأمون به او گفت: من چگونه به واسطۀ این افسانهسرائیها و أساطیر تو، حَدِّی از حدود خدا و حكمی از احكام او را تعطیل كنم دربارۀ دزدی كه سرقت نموده است؟!
صوفی گفت: اوَّل ابتداء به خودت كن، و آن را تطهیر نما، سپس غیر خودت را تطهیر كن! اوَّلاً حدِّ خدا را بر خودت جاری نما پس از آن بر غیر خودت!
مأمون رو كرد به حضرت امام رضا علیهالسّلام و گفت: چه میگوید؟!
حضرت فرمود: او میگوید: تو دزدی كردهای تا او دزدی كرده است!
مأمون بهشدَّت خشمگین شد و بهصوفی گفت: سوگند بهخدا دستت را میبرم!
صوفی گفت: چگونه دستم را میبری با وجودی كه تو غلام من هستی؟!
مأمون گفت: ای وای بر تو! من از كجا غلام تو شدهام؟!
صوفی گفت: به سبب آنكه مادرت را از اموال مسلمین خریداری كردهاند. بنابراین تو غلام جمیع مسلمین میباشی چه در مشرق و چه در مغرب، تا اینكه تو را آزاد نمایند، و من تو را آزاد نكردهام! از این گذشته تو جمیع خمس را بلعیدهای، و به آل رسول حقّشان را ندادهای، و به من و نظیران من حقّمان را أدا ننمودهای!
و أیضاً از این گذشته مرد خبیث را قدرت نیست كه بتواند همانند خودش خبیثی را تطهیر كند.
حتماً باید تطهیر به دست شخص طاهری تحقّق پذیرد. و كسی كه بر او حدّ لازم آمده باشد نمیتواند حدّ بر غیر جاری كند مگر آنكه اوَّلاً ابتداء به خود نماید. آیا نشنیدهای كه خداوند عزّوجلّ میگوید:
اَتَأمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أنْفُسَكُمْ وَ أنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أفَلَاتَعْقِلُونَ. 3
- سورۀ حشر، آیۀ ٧ : «و آن بهره و نصیبی را كه خداوند از اهل بلاد وقریهها به پیامبرش میدهد اختصاص به خدا و به رسول خدا و به اهل قرابت با رسول خدا و یتیمان و مسكینان و در راهواماندگان دارد، برای آنكه در میان بینیازان از شما دست به دست نگردد.»
- مراد از یتیمان و مسكینان و در راهواماندگان در آیۀ خمس و در آیۀ فیء یتیمان و مسكنیان و در راهواماندگان از آل رسول اللَه میباشند به قرینۀ الف و لام چرا كه در امثال این مواضع عوض از مضافالیه میآید. و مثل اینكه گفته باشد: للّه و لرسوله و لذی قرباه ویتاماهم و مساكینهم و ابن سبیلهم.
فعلی هذا حقّی در خسم و فیء برای عامّۀ مسلمانان نیست. و آنچه را كه این مرد صوفی ذكر كرده است بنابر مذهب فقهاء عامّه میباشد چون میگویند: برای فقراء مسلمین و أیتام مسلمین و أبناءسبیل مسلمین است نه خصوص آن افراد از آل رسول اكرم صلّیاللَهعلیهوآلهوسلّم - سورۀ بقره ، آیۀ ٤٤: «آیا شما مردم را امر به نیكی میكنید و خودتان را فراموش میكنید، با وجودی كه كتاب آسمانی را تلاوت مینمائید؟! پس چرا عقل را به كار نمیبندید؟»

