
الحجة الغراء علی مظلومیة الزهراء
الحجة الغراء علی مظلومیة الزهراء
13عمر که در مقابل رسول خداى صاحب شریعت و نبىّ مرسل إلهى، بدون کسب تکلیف و سؤال و بدون پرسش مسأله، اینطور تجرّى نموده و تازیانه بر سرِ زنان بنىهاشم و أقوام و أرحام رسول خدا که عزیز خود را از دست دادهاند و بر جنازهاش حاضر شدهاند میزند، تا به حدّى که رسول خدا او را منع نموده و امر به آرامش و منع از این عمل نمودند، او که از رسول خدا شرم نکرده و دست خود را در چنین موقع خطیرى براى زدن زنان داغدیده بدون جرم دراز میکند، و گریه را که طبق کلام رسول خدا علامت رحمت است دلیل بر شکایت گرفته با نهایت سنگدلى بستگان و أرحام دختران رسول خدا را میزند و زنان را مورد آزار قرار میدهد؛ چه مانعِ او میشود که بعد از رسول خدا براى رسیدن به مقصود خود و سرکوبى متخلّفین از بیعت و براى تسلیم نمودن أمیرالمؤمنین علیه السّلام که طبق تواریخ و أخبار از مدّتها کینه آن حضرت را در دل مىپروریده است، درِ خانه را آتش زند و شعله از در بالا گیرد و فاطمه سلام اللَه علیها بضعه رسول خدا را لطمه زند و با تازیانه بر دستهاى او بنوازد و او را در میان در و دیوار عالماً و عامداً بفشرد تا آنکه جنین خود را سقط کند.
فضیحت کار به درجهاى بود که براى هیچکس مخفى نشد، و آلام و مصائب حضرت صدّیقه و مظلومیت او و جنایات أبوبکر و عمر را همه فهمیدند و هر چه دیگر خواستند پنهان کنند نشد و کار از کار گذشته بود.
پشیمانى ابوبکر در هنگام مرگ از تعرّض به خانه فاطمه زهرا علیها السّلام
أبوبکر در وقت مردن مىگفت که: اى کاش سه کارى که انجام دادم آنها را انجام نداده بودم؛ فأمّا الثَّلاثُ الّتى فَعَلتُها و وَدِدتُ أنّى تَرَکتُها فَوَدِدْتُ أنّى لم أکن فَتَّشْتُ بیتَ فاطمةَ، و ذَکرَ فِى ذلِک کلامًا کثیرًا.1 و بعبارت دیگر: فَوَدِدْتُ أنّى لَمْ أَکشِفْ بیتَ فاطِمةَ عَنْ شَىْءٍ وَ إن کانُوا قَدْ غَلَقوهُ عَلى الحَرْبِ.2 و بعبارت دیگر: و إن اُغْلِقَ عَلَى الْحَرْبِ.3
- مروج الذّهب ج ٢، ص ٣٠٨.
- الغدیر ج ٧، ص ١٧٠.
- المعجم الکبیر» طبرانى، طبع دار إحیاء التّراث العربى ـ بیروت، ج ١، ص ٦٢؛ و در «الإمامة و السّیاسة» ج ١، ص ١٨ وارد است که: فَلَیتَنى ترکتُ بیتَ علىٍّ و إن کان أعلَنَ عَلَىَّ الحربَ. و در «العقد الفرید» طبع ثانى، ج ٤، ص ٢٦٨ وارد است که: فوددتُ أنّى لم أکشف بیتَ فاطمةَ عن شىءٍ و إن کانوا أغلقوه على الحرب.
