الحجة الغراء علی مظلومیة الزهراء
3چون اجازه دخول به منزل را به آنها ندادند، آن جماعت بازگشتند و فقط قُنفذ درب خانه ایستاد و مراجعت ننمود. چون عمر از آن جماعت شنید که أمیرالمؤمنین علیه السّلام اذن دخول ندادهاند خشمناک شد و با جماعتى به خانه فاطمه با کمال شدّت روى آورد، و دستور داد مقدارى هیزم درِ خانه انباشتند، و سپس خودش به صداى بلند فریاد برآورد بطوری که أمیرالمؤمنین و فاطمه بشنوند: اى على! براى بیعت خارج شو و گرنه خانه را به رویت آتش مىزنم!
فاطمه فریاد برآورد: اى عمر! تو را با ما چکار؟! عمر گفت: نمىرویم تا آنکه خانه را به روى ما باز کنید. و چون دید کسى درِ خانه را باز نکرد، در خانه را آتش زد. فاطمه زهرا در پشت درِ مشتعل، او را از ورود به خانه منع میکرد. عمر با لگد محکم به در کوفت بطوریکه در باز شد و فاطمه به دیوار چسبید. عمر از روى مقنعه سیلى بر صورت فاطمه زد بطوریکه گوشواره از گوش حضرت به زمین افتاد، و با تازیانه بر دست آن حضرت زد. فاطمه فریاد کرد: وَا أَبَتَاه! و با صداى بلند گریه کرد.
عمر میگوید: چون ناله فاطمه را شنیدم نزدیک بود که قلب من نرم گردد و دست بردارم؛ لیکن چون کید محمّد و سیراب شدن على از خون بزرگان عرب از خاطرم گذشت، فاطمه را مجدّداً به دیوار فشار دادم. فاطمه ناله کرد: وَا أَبَتَاهْ! هَکذَا یفْعَلُ بِحَبِیبَتِک؟ وَ اسْتَغَاثَتْ بِفِضَّةَ خَادِمَتِها وَ قَالَتْ: لَقَدْ قُتِلَ مَا فِى بَطْنِى مِنَ الْحَمْلِ1 «اى پدرجان! آیا اینطور با حبیبه تو رفتار مىکنند؟ و فضّه خادمه خود را صدا کرد و گفت: هر آینه جنینى که در شکم داشتم کشته شد.»
و آنچه از «کتاب سُلَیم بن قیس هلالى» ظاهر است آنست که خودِ قنفذ نیز تازیانه بر دست آن حضرت زده است.
نظّام2 میگوید: إنّ عُمَرَ ضَرَبَ بَطنَ فاطمةَ علیها السّلامُ یومَ البَیعة حتّى ألقَتِ المُحسنَ مِن بَطنِها. و کان یصیحُ: أَحرِقُوها بمَن فِیها. و ما کانَ فى الدّارِ غیرُ علىٍّ و فاطمةَ وَ الحَسنِ و الحُسینِ.3
- «بحار الأنوار» از طبع کمپانى، ج ٨، ص ٢٣١؛ و از طبع حروفى، ج ٣٠، ص ٢٩٤، به نقل از جلد دوّم کتاب «دلآئل الإمامة»
- نظّام رئیس جماعت نظّامیه است. اسم او نظّام بن ابراهیم بن سیار بن هانى، و وفات او در سنه ٢٣٠ هجرى است. وى بسیارى از کتب فلاسفه را مطالعه نموده و بنا به نقل شهرستانى، ج ١، ص ٦٧ کلام فلاسفه را با کلام معتزله مخلوط نمود.
- ملل و نِحل» شهرستانى، طبع اوّل ـ مصر، ج ١، ص ٧٣..

