
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
15روایاتی درباره امر به معروف و نهى از منکر و تعليم احکام الهى
روایت اوّل
عبد بن حميد از معاذ بن جبل نقل مىکند که گفته است رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله فرمود: اگر کسى به شما عطيه و ارمغانى داد مادامى که عطيه به شمار رفت يعنى در دادنش جز ثواب طمعى نداشت گرفتن آن حلال است، و اما اگر اسمش عطيه باشد و ليکن در واقع رشوهاى بود که آن را به طمع دين شما به شما دادهاند، در آن صورت آن را مگيريد که حرام است، و با اينکه ممکن است اين رشوه فقر شما را از بين ببرد و يا شما را از ترس دشمن ايمنى دهد با اينهمه با آن فقر و در آن ترس بسر ببريد، و راضى نشويد که رشوه دين شما را تباه سازد، بدرستى که بنى ياجوج آمدهاند، و بدرستى آسياب دين بزودى بدور در خواهد آمد بايد مراقب باشيد، پا از حدود قرآن فراتر نگذاريد، بزودى سلطان و هواخواهانش از قرآن و هواخواهانش جدا و با هم خواهند جنگيد. بزودى پادشاهانى بر شما مسلط شده و حکومت خواهند کرد که در ميان شما به حکمى و در بين خود به حکمى ديگر رفتار خواهند نمود، اگر سر در اطاعتشان در آوريد گمراهتان مىکنند و اگر نافرمانيشان کنيد شما را مىکشند، اصحاب پرسيدند يا رسول اللَه ما اگر آن روز را درک کرديم تکليفمان چيست؟
پيامبر فرمود: مانند اصحاب و ياران عيسى باشيد، آنان را با اره دو نيم کردند و به دارها آويختند به اين منظور که شايد بتوانند به اين وسيله آنان را در معصيت با خود شرکت دهند ليکن قبول نکردند و تن به مرگ دادند، و حاضر به نافرمانى خدا نشدند، آرى مرگ در اطاعت خدا بهتر از زندگى در معصيت اوست، اولين معصيت و زشتى که در بنى اسرائيل راه يافت اين بود که امر به معروف و نهى از منکرشان به اين صورت در آمد که مرتکبين گناه را بعنوان تاديب امر به معروف و نهى از منکر مىکردند و در عين حال دست از رفاقت آنان بر نداشته و با آنان مىخوردند و مىآشاميدند، چنان که گويا آنان مرتکب گناه نشدهاند و هرگز گناهى نکردهاند، به همين جرم که عصيان و تجاوز کردند خداوند همه شان را به زبان داود به لعنت خود دچار ساخت.
