
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
17در خطبهاى که ايراد فرموديد عدهاى از مسلمين را به خير و خوبى ياد فرموديد و دنبال آن ما را به زشتى، مگر چه گناه و تخلفى از ما سر زده است؟ پيامبر فرمود: مطلب همان است که گفتيم، يا اين است که همسايگان را علم و دين ياد مىدهيد و آنان را داناى به احکام دين مىسازيد و نيز امر به معروف و نهى از منکرشان مىکنيد، يا اينکه در همين دنيا و قبل از رسيدنتان به عقوبت آخرت عقوبتتان خواهم نمود، عرض کردند يا رسول اللَه پس يک سال به ما مهلت بده، زيرا تعليم و تعلم آنان دست کم يک سال وقت لازم دارد، آن جناب پذيرفته و يک سال مهلتشان داد، آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود: ﴿لُعِنَ الَّذِينَ كفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيمَ ذلِك بِما عَصَوْا وَ كانُوا يعْتَدُونَ. كانُوا لا يتَناهَوْنَ عَنْ مُنكرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يفْعَلُونَ﴾.1
در تفسير عياشى از محمد بن هيثم تميمى از امام ابىعبداللَه علیه السّلام روايت شده که آن جناب در تفسير آيه شريفه: ﴿كانُوا لا يتَناهَوْنَ عَنْ مُنكرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يفْعَلُونَ﴾ فرمود: اين را بايد بدانيد آنان که اين آيات در مذمتشان نازل شده با اينکه خود اهل معصيت و در آن گناهان قدم نمىگذاشتند در مجالس اهل گناه هم شرکت نمىکردند، و تنها جرمشان اين بود که وقتى اهل معصيت را مىديدند برويشان مىخنديدند، و با ايشان انس مىداشتند.2
و نيز در تفسير عياشى است که مروان از بعضى از اصحاب خود از امام ابى عبد اللَه علیه السّلام روايت مىکند که گفت: وقتى در حضور امام علیه السّلام گفتگو از نصارا و عداوتشان به ميان آمد حضرت فرمود: ستايشى که خداى تعالى در آيه: ﴿ذلِك بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يسْتَكبِرُونَ﴾3 از آنان کرده راجع به مردمى است که ما بين غيبت مسيح و بعثت محمد صلّی اللَه علیه و آله مىزيستهاند، و در انتظار بعثت آن جناب روزشمارى مىکردهاند.4
- سوره مائده (٥) آیه ٧٨.
- تفسير عيّاشى، ج ١، ص ٣٣٥، ح ١٦١ ـ ١٦٢.
- سوره مائده (٥) آیه ٨٢.
- المیزان، ج ٦، ص ١٢١.
