
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
23نکته دوّم: امر به معروف و نهى از منکر، از لوازم و واجبات اجتماع معتصم به حبل اللَه است
تجربه قطعى دلالت مىکند بر اينکه معلوماتى که انسان در زندگيش براى خود تهيه مىکند و معلوم است که از ميان معلومات ذخيره نمىکند مگر آنچه را که برايش سودمند باشد، از هر طريقى که باشد و به هر نحوى که ذخيره کرده باشد، وقتى متوجه آن معلومات نباشد و با عمل به آن معلومات و تمرين عملى دائمى به ياد آنها نباشد، به تدريج از يادش مىرود و به بوته فراموشى سپرده مىشود. و در اين هم شکى نداريم که عمل در همه شؤون داير مدار علم است هر زمان که علم قوى باشد عمل قوت مىگيرد. و هر زمان علم ضعيف باشد عمل هم ضعيف مىگردد. هر زمان که علم يک علم صالحى باشد، عمل هم صالح مىشود، و هر زمان که علم فاسد باشد عمل هم فاسد مىگردد. خداى تعالى هم حال علم و عمل را در آيه زير، به زمين و روئيدنىهاى آن مثل زده و فرموده: ﴿وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يخْرُجُ إِلَّا نَكداً ...﴾1 و نيز شکى نداريم در اينکه علم و عمل، اثرى متقابل در يکديگر دارند.
قوىترين داعى به عمل علم است و وقتى عمل واقع شد و اثرش به چشم ديده شد، بهترين معلمى است که همان علم را به آدمى مىآموزد.
و همه اينها که گفته شد، انگيزه شده است در اينکه مجتمع صالحى که علمى نافع و عملى صالح دارد، علم و تمدن خود را با تمام نيرو حفظ کند. و افراد آن مجتمع، اگر فردى را ببينند که از آن علم تخلف کرد، او را به سوى آن علم برگردانند، و شخص منحرف از طريق خير و معروف را به حال خود واگذار نکنند، و نگذارند آن فرد در پرتگاه منکر سقوط نموده، در مهلکه شر و فساد بيفتد، بلکه هر يک از افراد آن مجتمع به شخص منحرف برخورد نمايد، او را از انحراف نهى کند.
- سوره اعراف (٧) آیه ٥٨.
