
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
26٢ـ علم داشته باشد در مسائل خلافیه؛
٣ـ اتیان به معصیت داشته باشد، یا مصرّ بر معصیت باشد؛ زیرا در صورت غیر از این، ممکن است توبه کرده باشد؛
٤ـ جایز باشد تأثیرش؛
٥ـ امن از ضرر نفساً یا عِرضاً یا مالاً داشته باشد.
پس اگر کسی گوید: حضرت سیّدالشّهداء امر به معروف کرد در صورتی که شرطین اخیرَین وجود نداشت، چند شبهه حاصل میشود:
١ـ فعل امام که حجّت بر خلق است منافات دارد بر وجود دو شرط اخیر.
٢ـ این ادلّه دلالت دارد بر عدم جواز امر به معروف در صورت فقدان دو شرط اخیر، و از امام سرزد، و لازم آن است که فعل او حرام باشد، و اللازمُ باطل.
٣ـ تنافی واقع میان فعل او و سایر أئمّه؛ زیرا که آنها تقیّه کردند.
و امّا جواب:
١ـ فعل امام علیالاطلاق حجّت نیست، بلکه در صورتی است که وجه آن معلوم شود.
٢ـ ادلّه قائم است بر آنکه فقدان شرطین مختصّ به خود آنجناب است.
٣ـ تقیّه سایر ائمّه با عدم تقیّه آنجناب منافات ندارد؛ زیرا بحسب امکنه و ازمنه فرق میکند.
[٤ـ] و امّا ﴿ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيدِيكمْ إِلَى التَّهْلُكةِ﴾1 اگر عموم نسبت به امام داشته باشد، مخصَّص است.2
نکته پنجم: سایر شرایط
کلام حدّاد: نجاست را به غير بزن، نه به خودت
مىفرمودند: نجاست را به غير بزن! چرا به خودت ميزنى؟!
در هر موقعى که مىبينى در اصلاح امرى از امور اعمّ از امور خانوادگى و داخلى و يا امور اجتماعى و خارجى، امر دائر است ميان آنکه آلودگى و فساد بر نفست وارد شود يا بر غير، آن آلودگى را براى نفس خودت مپسند که ديگر قابل جبران نيست! اگر در جائى ديدى امر به معروف و نهى از منکرى را که مىنمائى مستلزم عصبانيّت و پريشان شدن افکار و درهم ريختن صفاى ذهن توست، و اين ضررش براى تو بيشتر است از ضررى که به وى در اثر إتيان آن جرم و جنايت وارد مىشود؛ دست از اين کار بردار و پيرامون آن مگرد!
- سوره بقره (٢) آیه ١٩٥.
- مطلع انوار ج٤، ص ٢٨٧.
