
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
27اين ضرر وارد در حکم نجاستى است که بر نفس تو وارد مىشود؛ چرا آن را برخود مىپسندى؟! بگذار ضرر بر ديگرى بخورد و وى نجس شود! و خلاصه امر، طهارت نفس انسان بر هر چيز مقدّم است، و انسان حقّ ندارد به جهت رعايت مصالح خارجيّه خودش را آلوده نمايد. زيرا تطهير و تزکيه نفس در فعل و حال، مورد طلب و سوال و مؤاخذه مىباشد؛ امّا رسيدگى به امور اجتماعى و سعى در حوائج مردم و تدريس و کسب و امثالها امورى است که در صورت امکان مورد بازخواست و بازپرسى واقع مىشود، نه در هر صورت گرچه در شرائط غير ممکنه باشد.
در اينصورت اگر کسى ميداند و مىبيند در اثر وارد شدن در اين امور نفسش آلوده نمىشود و از ترقّى و تکامل و توحيد و ايمان و ايقان و اطمينان خاطر و سکون دل و انديشه باز نمىماند، مسلّماً بر او لازم است که به حوائج خلق خدا على قدر الإمکان قيام و اقدام نمايد؛ و امّا اگر ديد که دخول در اين امور مستلزم از کيسه خوردن است و سرمايههاى الهى را از دست دادن است، يعنى مستلزم غفلت از خدا، و گيج و منگ شدن در امور دنيا و زخارف آن و غوطه خوردن در عالم کثرات است، در اين فرض بر او جائز نيست که خود را بدين امور بفروشد و مبادله نمايد.
زيرا اوّلاً: کار خوب در خارج از شخص خوب سر مىزند، يعنى از شخص الهى و موحّد و صاحب يقين. در اينصورت آن امر در خارج منشأ اثر خواهد شد و ثمرات نيکو خواهد داد. امّا اگر از شخص منغمر در کثرات سر زند که مستلزم غفلت از نفس و خدا و عرفان الهى و خلوت و حضور قلب در حال نماز بود، ديگر آن امر، امر مستحسن نيست؛ آن امر امر آلوده و زشت است، گرچه ظاهرش چشمگير باشد و نزد افکار عمومى مردم و عامّه خلائق از بهترين مثوبات به حساب آيد.
