
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
29و امّا اگر شخصى ده هزار دينار ورشکست شد، و تمام سرمايه انسان هزار دينار است، خوب است نيمى از آن را براى رفع ورشکستگى او بدهد. چرا که يک بيستم از اين گرفتارى را مرتفع ساخته؛ و ضرر وارده بر خودش گرچه مسلّم است، وليکن موجب هلاکت اهل و عيال نشده، آنها مىتوانند در خورد و خوراک بطور اقتصاد و تحمّل کمبودى بسازند و بر خود فشار آورند، در برابر آن مثوبت عظيمه که نجات خود و خاندان شخص ورشکسته است.
محدّث قمّى گويد: در «بحار» و غير آن از جمله وصاياى آنحضرت است به فرزند خويش که فرمود:
یا بُنَىَّ! اصْبِرْ عَلَى النَّوَآئِبِ، وَ لَا تَتَعَرَّضْ لِلْحُقُوقِ، وَ لَا تُجِبْ أَخَاک إلَى الامْرِ الَّذِى مَضَرَّتُهُ عَلَيْک أکثَرُ مِنْ مَنْفَعَتِهِ لَهُ!
حضرت سيّد السّاجدين و زين العابدين عليه السّلام فرمود: «اى نور ديده من! بر مشکلات و مصائب روزگار شکيبا باش، و متعرّض حقوق ديگران مشو، و دعوت برادرت را در امرى که مضرّت آن براى تو بيشتر از منفعت آن براى وى باشد اجابت مکن!»1
از اميرالمؤمنين عليه السّلام: «وَ لَکنّى لا أرَى إصْلاحَکمْ بِإفْسادِ نَفْسى»
و اميرالمؤمنين عليه السّلام ميفرمايد: وَ لَکنِّى لَا أَرَى إصْلَاحَکمْ بِإفْسَادِ نَفْسِى!
«وليکن نظر من آن نيست که شما را اصلاح کنم گرچه مستلزم إفساد خودم باشد!»
و اين فقره از آن حضرت ضمن خطبهاى است در «نهج البلاغه» که سيّد رضىّ ـ أعلى اللَه مقامَه ـ بدين عبارت بازگو کرده است:
«وَ مِنْ کلَامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِى ذَمِّ أَصْحَابِهِ»: کمْ أُدَارِيکمْ کمَا تُدَارَى الْبِکارُ الْعَمِدَةُ وَ الثِّیابُ الْمُتَدَاعِیةُ؛ کلَّمَا حِيصَتْ مِنْ جَانِبٍ تَهَتَّکتْ مِنْ ءَاخَرَ!
أَ کلَّمَا أَطَلَّ عَلَيْکمْ مَنْسِرٌ مِنْ مَنَاسِرِ أَهْلِ الشَّامِ، أَغْلَقَ کلُّ رَجُلٍ مِنْکمْ بَابَهُ وَ انْجَحَرَ انْجِحَارَ الضَّبَّةِ فِى جُحْرِهَا وَ الضَّبُعِ فِى وِجَارِهَا. الذَّلِيلُ وَ اللَه مَنْ نَصَرْتُمُوهُ! وَ مَنْ رُمِىَ بِکمْ فَقَدْ رُمِىَ بِأَفْوَقَ نَاصِلٍ، وَ إنَّکمْ وَ اللَه لَکثِيرٌ فِى الْبَاحَاتِ؛ قَلِيلٌ تَحْتَ الرَّایاتِ!
وَ إنِّى لَعَالِمٌ بِمَا يُصْلِحُکمْ وَ يُقِيمُ أَوَدَکمْ، وَ لَکنِّى لَا أَرَى إصْلَاحَکمْ بِإفْسَادِ نَفْسِى!
- منتهى الآمال، ج ٢، احوالات حضرت امام زين العابدين، ص ١١.
