
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
31و امّا اميرالمؤمنين عليه السّلام دأب و رويّهاش آن نيست که مانند رياست طلبان دنيا که خونها را حلال مىکنند او هم خون اصحاب خود را حلال نمايد و به جهت قدرت و انتظام دولتش دست بدين کار بيالايد، فلهذا ميفرمايد: وَ لَکنِّى لَا أَرَى إصْلَاحَکمْ بِإفْسَادِ نَفْسِى؛ يعنى به افساد و خرابى دين من نزد خداوند متعال ـ تا آخر آنچه را که در اينجا شرح داده است.
حضرت مولى الموالى ميرالمؤمنين عليه السّلام در اينجا خوب طريق منفعت امّت خود و دفع ضرر را از ايشان ميداند وليکن قيام و اقدام به آن کار، مستلزم ضررى است براى وجود نفس مقدّسش. فلهذا به جهت عدم فساد نفس و تحمّل ضرر، دست به اصلاح امورشان بهطوريکه خودش ميداند، نميزند.1
نکته ششم: وظیفه خطیر و حیاتی عالمان دینی و سررشتهداران مبانی شریعت
در این فقرات امیرمؤمنان تکلیف عالمان دینی و سررشتهداران مبانی شریعت را در مراتب مختلفۀ معرفت و آگاهی روشن نموده، و آنان را به وظیفۀ خطیر و حیاتی خود که ارشاد و هدایت جامعه و افراد و احیای سنّت و اقامۀ عدل و داد و ابطال ظلم و جور و کار زشت و ناپسند است، متوجّه و متنبّه کرده، و توقّع و مطالبۀ مردم را در تبیین حقّ و افشای ظلم از آنان، گوشزد نموده است.
امر به معروف و نهی از منکر و قبیح، دو فرع از فروع دین و ضروریّات مذهب است؛ و بدون رعایت این دو مسأله، شیرازۀ شریعت و مدنیّت از هم گسسته میشود و قوام اجتماع متزلزل میگردد، و جامعه سیر انحطاط و سقوط را در پیش میگیرد و ظالم در ظلم و عدوان مستحکم و مظلوم در حرمان خود مستمرّ میگردد؛ و در چنین جامعهای استعدادها از وصول به فعلیّت باز میمانند و نفوس انسانی از طیّ مراحل رشد، محروم میگردند و بوار و هلاکت، مرجع و مآل آنها خواهد بود.
در آیه شریفه میفرماید: «باید از میان شما گروهی باشند که مردم را به نیکی دعوت کنند و امر به معروف نموده و از کار زشت بر حذر دارند.»2
- روح مجرد، ص ٦٣٥.
- حیات جاوید، ص ١٠٣. سوره آل عمران (٣) آیه ١٠٤.
