
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
34طريق الی اللَه، طريقى است اضطرارى که مؤمن و کافر در آن گام مىنهند: ﴿إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ﴾
گفتيم از آيات استفاده مىشود: طريق انسان بسوى خداوند همان نفس انسان است، زيرا جز خود انسان چيز ديگرى نيست که طريق انسان باشد، خود اوست که داراى تطوراتى گوناگون و درجات و مراحلى است مختلف، روزى جنين، روزى کودک، زمانى جوان و زمانى پير مىشود و پس از آن در عالم برزخ ادامه حيات مىدهد، و روزى در قيامت و پس از آن در بهشت و يا در دوزخ بسر مىبرد، خلاصه اين است آن مسافتى که هر انسان از بدو وجود تا انتهاى سيرش که به مقتضاى آيه کريمه ﴿وَ أَنَّ إِلى رَبِّك الْمُنْتَهى﴾ قرب به ساحت مقدس بارى تعالى است، آن مسافت را مىپيمايد. و همين انسان است که در اين خط سير به هيچ جاى قدم نمىگذارد، و هيچ راه تاريک و روشنى را نمىپيمايد مگر اينکه همه آنها توأم است با اعمالى قلبى که عبارتند از اعتقادات و امور قلبى ديگر، و همچنين توأم است با اعمالى بدنى يا صالح و يا غير صالح، اعمالى که اثرش چه خوب و چه بد توشه فرداى اوست.
پس طريق آدمى بسوى پروردگارش همان نفس اوست، و خداى سبحان غايت و هدف و منتهاى سير اوست، و اين طريق مانند راههاى ديگر اختيارى نيست، و اصولا براى اين طريق، شبيه و نظيرى نيست تا کسى يکى از آن دو را انتخاب و اختيار کند، بلکه اين طريق همانطورى که از آيه ﴿يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّك كادِحٌ إِلى رَبِّك كدْحاً فَمُلاقِيهِ﴾1 استفاده مىشود طريقى است اضطرارى، و چارهاى جز پيمودن آن نيست، طريقى است که مؤمن و کافر، آگاه و غافل، و خلاصه همه و همه در آن شرکت دارند. آيه شريفه هم نمىخواهد مردم را سفارش و تحريک کند که از پيمودن آن سر نپيچند. و بعبارت ديگر چنان نيست که کسانى که راه را سلوک نمىکنند مورد نظر آيه باشند و آيه بخواهد آنها را از اين سرپيچى نهى کند، زيرا گفتيم همه در راه هستند و به کسانى که کج روى مىکنند گفته مىشود درست راه برو و خلاصه مىخواهد مؤمنين را به حقيقتى که از آن غفلت داشتهاند آگهى دهد.
- سوره انشقاق (٨٤) آیه ٦.
