
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
36بنا بر اين همين آيات هم بطورى که مىبينيد مسير و راهى را فرض کرده که يکسر آن نفس معتدل و ساده، و يکسر ديگرش رستگارى و يا محروميت است، آن گاه اين دو نتيجه يعنى رستگارى يا محروميت را مبنى بر تزکيه نفس و آلودگى آن نمود، (و معلوم است که اين تزکيه و آلودگى نفس مربوط به اخلاق و از مراحل آن است) آن گاه فضيلت و رذيلت را مبنى بر تقوا و فجور يعنى عمل نيک و بدى کرده که آيات مذکور خوبى و بدى آنها را از فطريات و انسان را از جانب خداوند ملهم به آن دانسته است.
خلاصه اين آيات از شکل و چگونگى نفس تعدى ننموده و نفس را همانطور که هست موجودى دانسته معتدل و ساده، موجودى که تقوا و فجور را به آن نسبت مىدهند، موجودى که با فجور آلوده و با تقوا تزکيه مىشود، آرى نفس همان مخلوقى است که انسان از ناحيه آن و به ملاحظه آن محروم و يا رستگار مىشود، و اين معنايى که قرآن بيان نموده همانطورى که گفتيم و فهميديد معنايى است مطابق با مقتضاى تکوين، ليکن چنان نيست که عموم مردم در درک اين معنا يکسان باشند.
اختلاف مردم در مقام" تذکر" و درک اين حقيقت که در طريق و مسير «الى اللَه» هستند
و بعبارت ديگر کسانى که تنبه دارند و متذکرند به تذکرى که هرگز دستخوش نسيان نشود با کسانى که غفلت دارند، و واقعيتى را که هيچ آنى از آن جدا نيستند (يعنى اينکه در زندگى در حال پيمودن راهى هستند که يک قدم نمىتوانند از آن تخطى کرده يا يک لحظه آن را ترک گفته پا از آن بيرون نهند) را درک نمىکنند يکسان نيستند، چنان که خداى تعالى فرموده: ﴿هَلْ يسْتَوِي الَّذِينَ يعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يعْلَمُونَ إِنَّما يتَذَكرُ أُولُوا الْأَلْبابِ﴾1 و نيز فرموده:
﴿فَمَنِ اتَّبَعَ هُداي فَلا يضِلُّ وَ لا يشْقى * وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً * وَ نَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى * قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كنْتُ بَصِيراً * قالَ كذلِك أَتَتْك آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كذلِك الْيوْمَ تُنْسى﴾2.
- سوره زمر (٣٩) آیه ٩
- سوره طه (٢٠) آیات ١٢٣ ـ ١٢٦.
