
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
امر به معروف و نهی از منکر و شرائط آن
44ممکن است که مراد اين باشد که به امر معروف و نهى منکر مشغول باش، تا وقتى که بيابى نفس خود را مثل ديگران موصوف به صفات ذميمه، که ديگر امر معروف و نهى منکر مکن و مشغول اصلاح خود شو، که به حکم: «من لم يصلح»، تا کسى اصلاح خود نکرده باشد، اصلاح غير نمىتواند کرد، و شرط تأثير وعظ و پند، پند گرفتن است. و تا ديگ، خود گرم نشود، آب را گرم نمىکند.
وَ صَاحِبُ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ یحْتَاجُ إِلَى أَنْ یکونَ عَالِماً بِالْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ فَارِغاً مِنْ خَاصَّةِ نَفْسِهِ عَمَّا یأْمُرُهُمْ بِهِ وَ ینْهَاهُمْ عَنْهُ نَاصِحاً لِلْخَلْقِ رَحِيماً رَفِيقاً بِهِمْ دَاعِياً لَهُمْ بِاللُّطْفِ و حُسْنِ الْبَیانِ عَارِفاً بِتَفَاوُتِ أَخْلَاقِهِمْ لِيُنَزِّلَ کلًّا مَنْزِلَتَهُ بَصِيراً بِمَکرِ النَّفْسِ وَ مَکايِدِ الشَّيْطَانِ صَابِراً عَلَى مَا یلْحَقُهُ لَا يُکافِيهِمْ بِهَا وَ لَا یشْکو مِنْهُمْ وَ لَا یسْتَعْمِلُ الْحَمِیةَ وَ لَا یغْتَاظُ لِنَفْسِهِ مُجَرِّداً نِیتَهُ لِلَّهِ مُسْتَعِيناً بِهِ وَ مُبْتَغِياً لِوَجْهِهِ فَإِنْ خَالَفُوهُ وَ جَفَوْهُ صَبَرَ وَ إِنْ وَافَقُوهُ وَ قَبِلُوا مِنْهُ شَکرَ مُفَوِّضاً أَمْرَهُ إِلَى اللَه نَاظِراً إِلَى عَيْبِهِ؛
مىفرمايد که: هر که مىخواهد امر معروف و نهى منکر کند، محتاج است به چند چيز:
اوّل: عالم باشد به حلال و حرام و ساير احکام خمسه. و تميز ميان ايشان کرده باشد، وگر نه ممکن است که امر کند به منکر و نهى کند از معروف، و موجب عذاب و عقاب او گردد.
دوّم: خود مرتکب مناهى و تارک اوامر نباشد، وگر نه چنانکه گذشت، اثر نخواهد کرد.
سوّم: از روى اخلاص و اعتقاد درست باشد و مغشوش به أغراض فاسده و اعراض کاسده نباشد، وگر نه نتيجه او غير فظاعت آخرت و شناعت دنيا نخواهد بود.
چهارم: از روى رحم و شفقت باشد، نه از روى صاحب کمالى و غرض علم و اظهار استعداد، وگر نه نتيجه او نيز مثل نتيجه سابق، غير خسران نخواهد بود.
پنجم: از روى حکمت باشد و هر کسى را موافق حال او و مناسب طور او با او معامله کند، مثل کسانى که راه به عبادت نبردهاند و حلاوت بندگى الهى نچشيدهاند. امثال اين جماعت را به يک بار به عبادات شاقّه تکليف نکند، که موافق حکمت نيست و باعث نفرت ايشان مىشود.
