
اهتمام شدید به اعیاد اسلامی در مقابل نوروز و سایر مناسبتهای ملّی
اهتمام شدید به اعیاد اسلامی در مقابل نوروز و سایر مناسبتهای ملّی
12عید غدیر، تماشای جمال ملکوتی مَولی المَوالی أمیرالمؤمنین علیه السّلام را بر روی دو دست پیغمبر معظّم، در فراز منبر برآمده بر پالانهای اشتران، در زیر درختان سَمَراتِ وادی جُحفَه در غدیر خمّ، و نمایش دادن ولایت را به کافّۀ مردم، و نزول ملکوت و جبروت در این عالم مُلک است که: هان ای دشمنان علی و ای مخالفان اهل بیت که پیوسته رسول خدا را با شکایتهایی که از علی میکردید آزار و اذیّت میرسانیدید، اینک بدانید که: علی سزاوار شکایت نیست، و در خور اذیّت و آزار نیست.
او والی ولایت، و یگانه شاهباز بلند پرواز سِدْرهنشین کاخ عرفان است. او از خود شما به جانهای شما نزدیکتر است، و ولایتش بیشتر است. او تکویناً و تشریعاً سَیّد و سالار و سرور و سپهسالار شماست!
تشبیه بلند نمودن رسول خدا أمیرالمؤمنین را روی دست، به نشان دادن زلیخا یوسف را به زنان
پیغمبر علی را به أطراف بگردانید تا همه ببینند، همچون زلیخا که یوسف را به زنان مصری نشان داد که: ای زنانی که مرا در عشق این جوان، مورد ملامت قرار دادهاید و میگویید: تو که ملکۀ عزیز مصر هستی، ملکۀ وجاهت و زیبایی، آخر حیف نیست که مفتون یک جوان گمنام که بندۀ شما و زر خرید شماست شدهای؟!
زلیخا زنان مصر را دعوت کرد و در یک خانۀ دو دَر قرار داد، و به هریک از آنها یک ترنج و یک کارد داد که: «یوسف میآید و از اینجا عبور میکند، شرط ادب شما این است که همینکه او را دیدید با این کارد یک قطعه از ترنج، ترنج خوشبو و معطّر ببرید و به او به رسم هدیه تعارف کنید!»
زلیخا یوسف را از یک در وارد کرد، از جلوی زنان مصری عبوری نموده و از در دیگر خارج شد. همینکه زنان، چشمشان به آن جمال که نمونهای از جمال حضرت حق بود افتاد و خواستند ترنج را ببرند و به یوسف تقدیم کنند، سر از پا نشناختند و دست از ترنج نشناختند، دستهای خود را به جای ترنج بریدند و خون جاری شد و نفهمیدند.
