
ساعات و لحظات آخر حیات پیامبر 2
ساعات و لحظات آخر حیات پیامبر 2
10منع عمر از آوردن قلم و دوات و نسبت یاوه گویی به پیامبر
در این حال رسول خداصلى اللَه علیه وآله به هوش آمد و نگاهى به آنها نمود و گفت: ائْتُونِى بِدَواةٍ وَ کتِفٍ لِأکتُبَ لَکمْ کتَاباً لَاتَضِلّوا بَعْدَهُ أبَداً! «دوات و کتف براى من بیاورید تا من براى شما نوشته اى بنویسم که در أثر آن ابداً گمراه نشوید!»
در این حال نیز پیامبر بیهوش شد. بعضى از حاضران برخاستند تا دوات و کتفى بیاورند. عُمَر گفت: ارْجِعْ فَإنّهُ یهْجُر«برگرد! او هذیان مى گوید.» آن مرد برگشت و حاضران در مجلس از کوتاهى کردن در احضار دوات و کتف پشیمان بودند و در میان خود زبان به ملامت یکدیگر گشوده مى گفتند: إنّا لِلّهِ وَ إنّا إلَيهِ راجِعُونَ. ما از مخالفت أمر رسول خدا ترسناکیم.
چون رسول خدا به هوش آمد، بعضى گفتند: اینک براى تو دوات و کتف بیاوریم اى رسول خدا؟ !
فرمود: أبَعْدَ الّذِى قُلْتُمْ؟! لَا، وَلَکنّى اُوصیکمْ بِأهْلِ بَیتِى خَیراً. «آیا پس از آنچه گفتید؟! نه، ولیکن من به شما سفارش مى کنم که با أهل بیت من به خوبى عمل کنید!» پیامبر روى خود را از آن مردم برگردانید. آنها برخاستند و عبّاس و فضل بن عبّاس و علىّ بن ابیطالب علیه السلام و أهل بیت او فقط باقى ماندند.
عبّاس گفت: اگر امر إمارت پس از تو در ما مستقر مى شود ما را بدان بشارت بده و اگر مى دانى که ما محکوم إمارتهاى غیر خواهیم شد، سفارش ما را به آنها بنما! رسول خدا فرمود: أنْتُمُ الْمُسْتَضْعَفُونَ مِنْ بَعْدِى! «شما بعد از من مورد تعدّى و ستم قرار خواهید گرفت.» و دیگر رسول خدا سکوت کرد 1. جماعت حاضر برخاستند و از حیات رسول اللَه مأیوس شده و در حال گریه بیرون رفتند2.
آنچه را که ما در اینجا آوردیم از عالم بصیر فقیه و متکلّم شیعه أبُوعَبداللَه محمّدبن محمّدبن نُعمان، شیخ مفید است که در سال ٣٣٦ و یا ٣٣٨ متولّد، و در سنه ٤١٣ هجرى قمرى رحلت کرده و عظمت و جلالش از توصیف بیرون است.
- شیخ مفید در «امالى» طبع جامعة المدرّسین، ص ٢١٢ با سند متّصل خود از زیدبن علىّ بن الحسین از پدرش علیهم السلام روایت کرده است که گفت: رسول خدا در مرضى که با آن رحلت نمود، سرش را در دامن اُمّ الفضل گذارد و بیهوش شد، قطرهاى از قطرات اشگ اُمّ الفضل بر گونه رسول خدا افتاده چشمان خود را گشود و گفت: مالک یا اُمّ الفضل؟! «چرا گریه مى کنى اى اُمّ الفضل»؟! اُمّ الفضل گفت: نُعِیت إلینا نَفْسُک، و أخبَرتَنا أنّک مَیت. فان یکن الأمر لنا فبشّرنا، و إن یکن فى غیرنا فأوص بنا. « خبر مرگت به ما رسیده است، و تو ما را مطلّع نمودهاى که مى میرى! پس اگر امارت در ماست ما را بشارت بده! و اگر در غیر ماست سفارش ما را بکن.» رسول خداصلى اللَه علیه وآله فرمود: أنتم المقهورون المستضعفون بعدى! «شما پس از من مقهور مىشوید و مورد ظلم و تعدّى قرار مى گیرید بدون آنکه یار و یاورى داشته باشید!»
- ارشاد مفید» طبع سنگى ص ٩٧ تا ص ١٠١ و طبع حروفى ص ١٦٥ تا ص ١٧١، فصل.٥٢
